اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

زندگينامه ميرزا غلامحسين تبريزي وايقاني عالم سياستمدار انقلابي ولادت

ميرزا غلامحسين تبريزي در سال (1260 هـ. ش) برابر (1303 هـ . ق) در خانواده اي مذهبي در يکي از شهر هاي اطراف شبستر به نام «وايقان» چشم به جهان گشود. گويي سيماي اين کودک نويد مقاومت و شجاعت در پاسداري از فرهنگ غني اسلام مي داد. وي در مدرسه طالبيه تبريز به تحصيل پرداخت.

زندگينامه ميرزا غلامحسين تبريزي وايقاني عالم سياستمدار انقلابي ولادت

در اين مقطع، شيخ محمد خياباني هم حجره وي بود و سيد احمد کسروي نيز هم دوره او. تبريزي پس از گذراندن دروس سطح، براي ادامه تحصيل، به حوزه علميه نجف هجرت نمود.

 

 تحصيلات

حاج مهدى سراج انصارى در مقاله «هفتاد و دو روز در قم» درباره شيخ غلامحسين خاطره اى آورده است:

«ياد دارم سى سال پيش از اين که در تبريز، در مدرسه طالبيه مشغول تحصيل و تدريس بودم، يکى از بازارى ها که داراى خط خوبى بود، در يکى از حجرات مدرسه جعفريه (متّصل به مدرسه طالبيه) به طلاّب خوش نويسى آموزش مى داد وى داراى ذکاوت و فهم فوق العاده اى بود. چند ماهى که از اين جريان گذشت، محيط مدرسه در نهاد وى تأثير نمود، ناگهان ديديم که وى از کتاب صرف مير اوّلين کتاب تحصيلى حوزه، در قديم شروع کرده و با نهايت کوشش مشغول تحصيل است.

شايد در کمتر از دو ماه بود که ديدم اين شخص از من تقاضاى تدريس حاشيه ملاّ عبدالله را نمود. من خيلى تعجّب نمودم زيرا از صرف مير تا حاشيه ملاّعبدالله اقلاً يک سال درسى فاصله است و نامبرده هنوز دو ماه نبود که خواندن صرف مير را آغاز کرده بود. با اين که اشتغالات زيادى داشتم، براى اين که او را آزمايش کنم، به تقاضاى وى جواب مثبت دادم.

چند روزى پيش من کتاب حاشيه را خواند، ديدم خوب مى فهمد. از او پرسيدم که از چند کتاب درس مى خوانى؟ گفت: از يازده کتاب! خلاصه کلام اين که سه سال از مدّت تحصيل او نگذشته بود که مدرّس اسفار ملاّصدرا گرديد. وى به همين منوال ترقى نمود و در فاصله هفت سال به درجه اجتهاد نايل شد و مدّتى در حوزه هاى علميه قم، نجف و کربلا از استادان بزرگ استفاده نمود و فارغ التحصيل گرديد. و بالاخره او در مشهد درگذشت. نامش آقا ميرزا غلامحسين تبريزى بود و کمتر کسى است که در حوزه هاى علميه نجف، کربلا و قم او را نشناسد.

 

مهاجرت به نجف

حوزه علميّه نجف که دانشگاه و مرکز علوم اسلامى بود، به برکت انوار تابناک امير مؤمنان على(عليه السلام) تشنگان علم و معرفت را به خود جذب مى کرد. شيخ غلامحسين با استعداد فراوانى که داشت سطح را نزد دانشوران تبريز به پايان رساند و براى ادامه تحصيل، به حوزه علميه نجف اشرف هجرت نمود. وى که تشنه علم و معرفت بود، براى تکميل تحصيلات خود و کسب معارف الهى، پس از هجرت به نجف در حوزه درسى استادان بزرگ آنجا شرکت کرد.

 

استادان

1. آخوند خراسانى

2. سيّد محمّدکاظم يزدى

3. آيت الله محمّدحسين غروى اصفهانى

4. آيت الله شريعت اصفهانى

5. حاج ميرزا ابوالحسن انگجى

 

 فعاليت هاى سياسى ـ اجتماعى

تبريزى، فقه و اصول را تا حدّ اجتهاد در محضر استادان حوزه علميه نجف به پايان رسانيد. وى با بهره گيرى از نفس گرم بزرگان حوزه نجف به خودسازى پرداخت و در فراگيرى معارف قرآنى از آنان الگو گرفت. او همچنين مشى سياسى و مبارزات عليه دشمنان اسلام را از اين بزرگان آموخت و پس از تکميل تحصيلات به تبريز بازگشت و با يکى از بستگان خود ازدواج کرد. اين برهه از زندگى تبريزى مصادف با انقلاب مشروطه و حمله شجاع الدوله به تبريز
 بود.

يکى از انقلاب هايى که مردم ايران به رهبرى روحانيت آگاه و بيدار، عليه استبداد به وجود آوردند، انقلاب مشروطه بود. شهر تبريز که از پايگاه هاى مهم اين قيام بود مورد هجوم بيگانگان و محلّ اختلاف احزاب و تضارب شديد آرا بود.

 

خدمات اجتماعي در مشهد مقدس

تأسيس مدرسه ابتدايي دارالتعليم ديانتي درسال 1324 با همکاري عدهاي از افراد نيکوکار دردوران پهلوي، نظام شاهنشاهي اقدام به تاسيس دبستان هايي نمود که مردم متدين به آن ها اعتماد نداشتند، ازاين رو آيت الله عبدخدايي اقدام به تاسيس دبستاني با عنوان ” دارالتعليم ديانتي ” نمود که نوجوانان را با تربيت صحيح اسلامي پرورش دهد وبرنامه هاي اصول اعتقادي درآن برگزار گردد.

بزرگاني همچون رهبر معظم انقلاب و حضرات آيات حاج سيدمحمد حسبني خامنه اي، حاج مرتضي مرواريد، حاج مهدي آقا مرواريد، سيد احمد علم الهدي وحاج محمد مهدي عبدخدايي وحاج محمدهادي عبدخدايي وحاج محمدطه عبدخدايي و... دراين دبستان بن مايه هاي اعتقادي خويش را بنا نهاده اند.

اقامه نماز جمعه ازسال 1324 تا زمان ارتحال، قبل از انقلاب اسلامي درايران سه نماز جمعه برگزار مي شد. درقم توسط آيت الله العظمي اراکي ، درمشهد مقدس توسط آيت الله حاج شيخ غلامحسين عبدخدايي ودراصفهان توسط آيت الله حاج آقا رحيم ارباب . پس از پيروزي انقلاب اسلامي امام راحل (قدس سره ) به احترام ايشان امام جمعه اي منصوب نکردند ولي پس از درگذشت ايشان با پيام تسليتي نسبت به معظم له آيت الله حاج شيخ ابوالحسن مقدسي شيرازي را به عنوان امام جمعه مشهد مقدس منصوب کردند.

برگزاري جلسات تفسير وبيان مسائل اعتقادي، آيت الله عبدخدايي براساس نيازهاي مخاطبين ونيازهاي جامعه سه طيف جلسات درمشهد داشتند:

1) عصرهاي جمعه درمنزل خود ايشان که جلسه اي منحصر به فرد بود وازنقاط مختلف ايران دراين جلسه حضور مي يافتند.

2) شب هاي پنجشنبه که درقالب دوره قرآن بود وپس از تلاوت آيات قرآني ، معظم له به تفسير وبيان اصول عقائد مي پرداختند.

3) جلسات سيار هفتگي که درنقاط مختلف شهر مشهد مقدس دربرخي از شبها برگزار مي گردد.

تدريس فقه واصول ، آيت الله عبدخدايي درمنزل خود دروس رسائل ومکاسب وهمچنين خارج اصول را تدريس مي کردند .تأسيس مدرسه علميه جعفريه درسال 1387 ق برابر با 1346 ش براساس وقفنامه ، طلاب اين مدرسه بايد به ” تفسير ،حديث ، فقه واصول وعقايد اسلامي به ميزان دلائل محکم ” اشتغال داشته با شند اين مدرسه از طلا بي پذيرش به عمل مي آورد که دروس مقدماتي را گذرانده وهمزمان با آغاز دروس فقه واصول ، به تفسير ،حديث وعقايد بپردازند . بزرگاني همچون حضرات آيات وحجج اسلام:

حسين گرايلي، سيد علي اصغر حسيني ، سيد عنايت الله درياباري ، سيد حسن شريعتي ، علي اکبر گنجي ، عبد المجيد دياني، عزيز الله فياض صابري ، محمدعلي مهدوي راد ، غلامعلي شجاعي ، عباسعلي بهاري ، محمد حسن رباني راد ، علي اکبر احمدپور،غلامحسين اسماعيلي و... وبسياري ديگر از فرزانگان که درمسند تدريس وتعليم وتربيت يا مناصب وپست هاي مختلف به خدمت درنظام مقدس اسلامي مشغول هستند از جمله طلاب اين مدرسه بوده اند.

 

مبارزه

همزمان با اوج گيرى کمونيسم در شوروى سابق، افکار و انديشه هاى کفر و الحاد از مرزهاى بادکوبه و باکو وارد شهر تبريز مى شد. شيخ تبريزى براى مقابله با افکار الحادى، در ميان مردم و جوانان جلسات تفسير قرآن و سخنرانى راه اندازى کرد. وى با اخلاق و رفتار خوب، نفوذ عميقى در افکار عمومى پيدا کرد. آوازه تفسير شيخ غلامحسين تبريزى در همه جا پيچيد و زبانزد همگان گرديد. مخالفت هاى شجاع الدوله نيز هيچ گاه او را از ادامه تفسير باز نداشت.

 

محمّدمهدى عبدخدايى مى گويد:

«ايشان براى اوّلين بار در تبريز جلسات تفسير قرآن را متداوّل مى کند، که ترک ها به آن سيره مى گويند.»

وى در سال (1343 هـ .ق.) اقدام به تأسيس جمعيت ديانتى کرد تا مردم تبريز را در مقابل تبليغات سوء عوامل بيگانه و روشنفکران غرب زده، قدرتمند سازد. حاج شيخ، عصرهاى جمعه در کوچه مجتهد تبريز، جلسات معارف و عقايد اسلامى را براى اعضاى جمعيت ديانتى و ديگر اقشار مردم برگزار مى کرد و به سبک نوينى تدريس مى نمود.

«علاوه بر اين (جلسات تفسير قرآن)، مجله اى به نام «تذکرات ديانتى»، در تبريز منتشر مى کرد که در آن روزها، تازگى داشته است.

آغاز انتشارات «تذکرات ديانتى» سال (1297هـ .ش.) و پايان دوره اوّل آن سال (1302هـ .ش.) بوده است، که بعد از حدود بيست سال تعطيلى، دوره دوم آن نيز بين سال هاى (1323 تا 1326 هـ .ش.) در مشهد مقدّس منتشر شد.

اين نشريه منظم هفتگى، موجب شد که آيت الله تبريزى از روحانيان طراز دوم شهر شناخته شود. در اين نشريه مجموعه سخنرانى هاى عصرهاى جمعه شيخ در کوچه مجتهد، چاپ مى شد و مطالب آن درباره مسيحيّت، بهاييت، آزادى، معجزات قرآن و مسائل مذهبى بود.

تلاش خستگى ناپذير و اخلاص اين عالم بزرگ آن چنان در ميان مردم شوق و رغبت ايجاد کرد که موجب استقبال شديد از اين نشريه گرديد. اين نشريه چندين سال دوام آورد و برخى شماره هاى آن نيز چند بار به چاپ رسيد.

شيخ غلام حسين تبريزى موقعيت شناس بود و ابتکارات جالبى داشت. وى نشريه «تذکرات ديانتى» را به شهرهاى مختلف کشور مى فرستاد. آيت الله حاج آقا حسين قمى که مرجعيّت آن روز را به عهده داشت با خوشحالى زيادى در يکى از درس هاى خود به طلاّب توصيه کرد تا «تذکرات ديانتى» را مطالعه کنند.

مؤسّس حوزه علميه قم، آيت الله شيخ عبدالکريم حائرى يزدى و آيت الله ميرزا على آقا مجتهد شيرازى از کسانى بودند که انتشار مجله تذکرات ديانتى را مناسب و به موقع دانستند. آيت الله حائرى يزدى به حاج شيخ غلامحسين، طى نامه اى چنين نوشت:

«اميدوارى است که «اخلاق ديانتى» هرگاه به بيانات وافيه امثال جناب عالى در قلوب مردم تکرار شود، البتّه مزخرفات لامذهبان و خارجيان در آن ها مؤثر نخواهد شد. پس بر جناب عالى که بحمدالله از هر جهت موفّق هستند و امثال شما لازم است که حتّى المقدور اين مفاسدى که به سعى دشمنان خارجى و داخلى متوجّه ديانت گرديده است، به بيانات شافيه و عبارات کافيه دفع فرماييد و انشاء الله مؤمنين و متدينين، جمعيت اسلامى، وجود شريف سرکار را مغتنم شمرده، از هيچ امرى که از عهده برآيد مضايقه ننمايند.

 

دشمن شناسى

شيخ غلام حسين تبريزى به سياست ها و توطئه هاى دشمنان بيگانه که از راه اعزام ميسيونرها و مبلّغان مسيحى اعمال مى شد به خوبى مطّلع بود و از ترفندهاى آنان آگاهى کامل داشت.

وى در شماره 23 تذکرات ديانتى مقاله اى با عنوان «وسايل اغواى خائنين» چنين آورده است:

«دشمنان ديانت و طريقت و معاندين مملکت و دولت به واسطه شبهاتِ واهيه، در القاء نفاق ميان اسلاميان و اضلال ساده لوحان از شاهراهِ هدايت سعى هاى بليغ به کار برده و آنى از اين موضوع غفلت نمى ورزند و در هر موقعى به مناسبت بلاد و اعصار به نيرنگ تازه و تلبيس نوظهور عوام فريب حرف هاى باطله را جلوه گر نموده، مى خواهند به اين وسيله روح ديانتى و اخوت و صفا و محبت اسلامى را که بزرگ ترين سبب سعادت ملک و ملّتِ ما و بهترين سرمايه ترقى و تعالى و فوز و فلاح نشأتين است، از تمامى سکنه وطن عزيز ما و اهالى اين سرزمين سلب و در محلّ اين روح حقيقت تخم هاى نفاق و اختناق را که علّت العلل زوال قوميّت و شرافت است، پاشيده و با لطايف الحيل آبيارى نموده تا نتايج مضرّه به حال اسلاميان و نافعه به حال اجنبيان تحصيل و به مرام فاسدِ خويش نايل شوند.

عجبا! اعداى دين و آيين، در اين فن تزويرکارى و صناعت نيرنگ بازى، چقدر ماهر و پرکارند که با هزاران دسايس، سم قاتل را شهد نافع معرفى و به عنوان نصح و خيرخواهى دام هاى رنگارنگ براى تلبيس جمع، اطراف اين مرز و بوم گسترانده و دانه هاى مزوره افشانده، مرغان صفتان را به طمع دانه به دام هاى بدبختى گرفتار و بعد از قطعه قطعه نمودن، طعمه غول سيرتان مى نمايند! و از اين شگفت آورتر آنکه پاره اى از اشخاص که خودشان را حقيقت طلب و پر از معرفت مى پندارند، با اين همه، به صورت سازى آنان فريفته گشته و به دست خويش شرافت و ملّيت و همه گونه عناوين محترمه را به معرض زوال و فنا مى آورند.»

حاج شيخ در رابطه با سياست تبليغى ميسيونرهاى بين المللى از نطق قدّيس «آناتوليسکوس» مى گويد:

مسايلى که بر عهده مبلّغان مسيحى است، به کارگيرى نکات زير است:

1. توزيع کتب مقدّسه و نشر آن در کشورهاى اسلامى

2. دعوت مسلمانان از راه داير کردن مراکز پزشکى، به دليل نيازى که آنان به اين خدمات دارند.

3. اعمال تهذيبيه از طريق تأسيس مدارس

4. ديدار زنان کاهن از منازل مسلمانان

 

تأليفات

آيت الله تبريزى با توجّه به حرکت هاى سياسى و زندگى مخفيانه در دوران اختناق، به تأليف کتاب اهتمام داشت. ايشان علاوه بر مجموعه نشريه هاى «تذکرات ديانتى»، «راحت»، «نداى حقّ»، «خداپرستى»، حدود هفتاد جلد کتاب به نگارش درآورده اند. که بعضى از آن ها عبارتند از:

1. نکت اعتقاديه 2. راهنماى سعادت، 3. رهبر حقيقت 4. مجموعه الدّروس الدّينية، 5. الانوار اللامعة، 6. الدّر الثمينة 7. اصول مهذّبه که اين اثر در زمينه اصول فقه است.

مقالات ديگر در اثبات حقانيّت تشيّع و ردّ کسروى دارد. ترجمه کتاب اعتقادات شيخ مفيد و ترجمه «وجوه اعجاز قرآن» علاّمه بلاغى و نداى راستى در ردّ مردوخ کردستانى از اوست.

 

 لقب «شيخ العلما»

مرحوم آيت الله حاج شيخ غلامحسين عبد خدايي براي عالمان احترام خاصي قايل بود و با حضرات آيات حاج سيدعلي علم الهدي، حاج سيدجليل حسيني و حاج ميرزا باقر تبريزي، ميرزا حبيب الله ملکي تبريزي، محمدرضا کلباسي، آقا سيد جواد خامنه اي، آقا سيدعلي اکبر خوئي و محمدرضا بخارايي و محمدرضا کلباسي به بحث فقهي معروف به کمپاني با محوريت جواهر الکلام و حدائق الناظره به صورت سيار پرداخت(بعد سال 1314 شمسي) و همچنين آيت الله العظمي ميلاني به حاج شيخ لقب «شيخ العلما» داده بود ايشان در مشهد مدرسه ابتدايي دارالتعليم ديانتي را در سال 1324 شمسي (در محله بازار سر شور ) با همکاري عده اي از متدينان مشهد تأسيس کرد تا مردم دين دار و متدين مشهد فرزندان خودشان را براي تحصيل به اين مدرسه بفرستند و آيتالله خامنه اي (رهبر معظم انقلاب ) و آيتالله سيد محمد خامنه اي و آيتالله سيد احمد علم الهدي (نماينده ولي فقيه و امام جمعه مشهد) و آيت الله حاج مرتضي و حاج مهدي مرواريد و برخي از فرزندان خود ايشان از شاگردان اين مدرسه ميباشند.

وفات

آيت الله شيخ غلامحسين تبريزى در 24 خرداد سال (1359 هـ .ش.) برابر با اوّل شعبان سال 1400 قمرى در سن 97 سالگى در اثر سکته و در مشهد مقدّس دار فانى را وداع گفت و در حرم ملکوتى حضرت امام رضا(عليه السلام) در جوار تربت شهيد هاشمى نژاد به خاک سپرده شد.

 

 فرزندان

آيت الله تبريزى چهار همسر اختيار کرد که ثمره اين ازدواج ها ده فرزند است. از همسر اوّل سه دختر به نام هاى: فاطمه، صفيه و سکينه به يادگار مانده که در تبريز ازدواج کردند. از همسر دوم يک پسر به نام دکتر محمّدرضا موسوى داشته است. وى استاد دانشگاه و دکتر داروساز است.

همسر سوم ايشان دختر کربلايى رجبعلى است که خداوند از اين همسر چهار فرزند به او عطا کرد يکى به نام مجتهد زاده که روحانى و منبرى و از فداييان اسلام بود و ديگرى حاج محمّدحسن عبدخدايى که بازارى است و يک فرزند ديگر در چهار يا پنج ماهگى فوت کرده است.

فرزند آخر ايشان محمّدمهدى عبدخدايى است. ايشان دروس حوزوى را تحصيل نمود ولى آن را ناتمام گذاشته و وارد بازار کار شد. خانه شيخ غلامحسين تبريزى در مشهد که کانون فعّاليت هاى فداييان اسلام بود، باعث گرديد که در همان سنين جوانى محمّدمهدى عبدخدايى با فداييان اسلام آشنا شود و از اعضاى فعّال آنان گردد. وى در مبارزات سياسى مذهبى فداييان اسلام حضور فعّال داشت و ترور نافرجام دکتر فاطمى، به وسيله ايشان انجام گرفت.

مادر محمّدمهدى عبدخدايى در جريان کشف حجاب، روزى مورد هجوم پاسبانى قرار گرفت او که حامله بود براى حفظ حجاب خود از دست پاسبان فرار کرد و خود را به خانه حاج کريم آقا کريمى رساند، حالش بهم خورده و بعد از 18 روز فوت کرد که در حقيقت شهيد شد.

آقاى تبريزى بعد از فوت اين خانم با همشيره آقاى سيّد على علم الهدى دختر آقا نجفى معروف ازدواج کرد. او از اين زن نيز صاحب دخترى به نام مهديه و دو پسر به نام هاى محمّد طه و محمّدهادى شد. دکتر محمّدهادى عبدخدايى بعد از انقلاب اسلامى مدّتى سفير ايران در واتيکان و نماينده دو دوره مردم مشهد مقدّس در مجلس شوراى اسلامى بوده است.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.