اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

همراه با اصحاب آخرالزماني سيدالشهداء(ع)

دو فرمانده مشهور که شهادتي شبيه سيدالشهداء(ع) داشتند

پيامبر اکرم (ص) فرمود: براي شهادت حسين (ع)، حرارت و گرمايي در دل‌هاي مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمي‌شود.

دو فرمانده مشهور که شهادتي شبيه سيدالشهداء(ع) داشتند

داغ کربلا همچنان در سينه ها شعلهور و اشک از ديدگان سرازير ميکند و قرن هاست که ميگوييم: «اي کاش روز عاشورا در کنارت بوديم، حسين جان!»

اما حادثه کربلا سال 61 هجري هنوز هم جاريست و هنوز هم مبارزه حق و باطل در حال تکرار شدن است و نداي هل من ناصر ينصرني امام حسين(ع) هنوز هم در همه جا شنيده ميشود.

در روز عاشورا يادي کنيم از کساني که در عصر ما به نداي «هل من ناصر ينصرني» سالار شهيدان لبيک گفتند و در اين راه از همه چيز خود گذشتند. از دو فرمانده شهيدي که به امام حسين(ع) اقتدا کردند و لقب سيدالشهدا گرفتند.

 

سيدالشهداي دفاع مقدس

شهيد همت يکي از فرماندهان بزرگ، شجاع و برجسته در دوران دفاع مقدس بود. او در خانوادهاي مذهبي و متدين در شهرستان شهرضا از توابع اصفهان چشم به جهان گشود.

پدر و مادر او را از همان کودکي با قرآن و مفاهيم آن آشنا کردند. 7 ساله بود که از مادرش خواست تا قرآن را به او بياموزد و مهارت او در حفظ سورههاي کوچک و تلاوت آيات قرآن ارتقا پيدا
کرد.

شهيد همت تحصيلات خود را در شهرضا به پايان رساند و در سال 1352 ديپلم گرفت. سپس وارد دانشسراي تربيت معلم اصفهان شد و در سال 1354 مدرک فوق ديپلم خود را اخذ کرد. وي پس از گذراندن خدمت سربازي به شهر خود بازگشت و مدتي در مدارس راهنمايي شهرضا و روستاهاي اطراف به تدريس تاريخ پرداخت. در آن دوران کوشيد دانشآموزان را با افکار انقلابي آشنا کند و همين امور سبب شد که چندين نوبت از طرف ساواک به او اخطار
شود.

 سخنان و افکار او مأمورين شاه را به تعقيب وي واداشته بود، به گونهاي که او شهر به شهر ميگشت تا از دستگيري در امان باشد. با بالا گرفتن انقلاب 1357، به شهرضا بازگشت و سازماندهي تظاهرات مردمي را بر عهده گرفت. در پايان يکي از راهپيماييها، قطعنامه آن را قرائت کرد و شايع شد که حکم اعدامش را صادر کردهاند و همين مسئله، او را تا روز پيروزي انقلاب، در مخفيگاهها نگه داشت.

 

پس از انقلاب

شهيد همت پس از پيروزي انقلاب، از جمله کساني بود که سپاه شهرضا را با کمک دو تن از برادران خود و سه تن ديگر از دوستانش تشکيل داد. اواخر سال 1358 به خرمشهر و سپس به بندر چابهار و کنارک (در استان سيستان و بلوچستان) عزيمت کرد و به فعاليتهاي عقيدتي پرداخت. همت در خرداد سال 1359 به منطقه کردستان اعزام گرديد.

دوران دفاع مقدس

با آغاز جنگ، او و احمد متوسليان، به دستور فرمانده وقت سپاه پاسداران، مأموريت يافتند ضمن اعزام به جبهه جنوب، تيپ محمد رسولالله را تشکيل دهند. نخستين بار در عمليات فتحالمبين، مسئوليت قسمتي از عمليات به عهده همت گذاشته شد. وي در موفقيت عمليات در منطقه کوهستاني «شاوريه» نقش مهمي داشت. او در عمليات بيتالمقدس در سمت معاونت تيپ محمدرسولالله فعاليت و تلاش قابل توجهي را در شکستن محاصره جاده شلمچه به خرمشهر انجام داد و يگان تحت امر او سهم بسزايي را در فتح خرمشهر برعهده داشتند.

در سال 1361 با آغاز جنگ در جنوب لبنان، به منظور حمايت از حزبالله لبنان، راهي اين کشور شد و پس از دو ماه به ايران بازگشت. با شروع عمليات رمضان، فرماندهي تيپ 27 محمد رسولالله را به عهده گرفت و بعدها با ارتقاء اين يگان به لشکر، در سمت فرماندهي آن لشکر نيز انجام وظيفه کرد. در عمليات مسلم بن عقيل و عمليات محرم در سمت فرمانده قرارگاه ظفر، ايفاي نقش کرد. در عمليات والفجر مقدماتي، مسئوليت سپاه يازدهم قدر را که شامل چند لشکر و تيپ بود، به عهده گرفت. سرعت عمل لشکر 27 تحت فرماندهي او، در عمليات والفجر 4 قابل توجه بود. وي در تصرف ارتفاعات کاني مانگا، نقش داشت.

اوج حماسهآفريني اين سردار بزرگ در «عمليات خيبر» بود. صلابت، اقتدار و استقامت فراموش نشدني اين شهيد والامقام و رزمندگان لشکر محمد رسول الله (ص) در جريان عمليات خيبر در منطقه طلائيه و تصرف جزاير مجنون و حفظ آن با وجود حملات شديد دشمن بايد ديد. در خصوص پاتک هاي شديد دشمن همين بس که فرمانده سپاه سوم عراق در يکي از اظهاراتش گفته بود: «... ما آنقدر آتش بر جزاير مجنون فرو ريختيم و آنچنان آنجا را بمباران شديد نموديم که از جزاير مجنون جز تلي خاکستر چيز ديگري باقي نيست.»

 

شهادت

سرانجام شهيد همت بر اثر اصابت گلوله توپ در عمليات خيبر و همانند سرور و سالار شهيدان با بدن بي سر به فيض شهادت نايل آمد. در خاطرات نقل شده از اين فرمانده شهيد آمده: قبل از اينکه متولد شود و در دوران بارداري مادرش به زيارت امام حسين(ع) رفت.

اولين باري که در دفاع مقدس به کسي عنوان «سيد الشهدا» دادند براي شهيد همت بود. شهيد قاسم سليماني در خصوص نحوه شهادت شهيد همت ميگويد: در ترک موتور نه در بنز ضدگلوله و در فضاي ويژه، همت در ترک موتور ناشناس در ضلع وسطي جزيره مجنون شهيد شد و بيش از 2 ساعت کسي نميدانست آنکه افتاده همت است. برادرها طاقت اين است...امتحان اين است... و اينگونه است که او امروز بر جانها حکومت ميکند.

 

سيدالشهداي مقاومت

شهادت حاج قاسم سليماني هم، کربلا و روز عاشورا را براي خيلي ها تداعي کرد. هم نحوه شهادت ايشان و هم پيکري که بي شباهت به شهداي دشت کربلا نبود. از پيکر اربا اربا شدهاي که مثل علي اکبر(ع) بود تا دست قطع شده اي که همه را به ياد علمدار کربلا حضرت ابوالفضل(ع) انداخت. او همانطور که از خدا خواسته بود، مانند مولايش حسين بن علي (ع) با تني قطعه قطعه به شهادت رسيد.

 

روايت سردار باقرزاده از وضعيت پيکر حاج قاسم

سردار باقرزاده فرمانده کميته جستجوي مفقودين ستاد کل نيروهاي مسلح درباره وضعيت پيکر شهيد قاسم سليماني و شهدا همراه ايشان گفت:

«خواستيم شهداء را کفن کنيم کربلا را ديديم، همه بدن ها اربا اربا بود، حاج قاسم پنج تکه شده بود، سر در بدن نداشت، بخشي از کتف و دست راست وامعاء واحشاء و پاي راست از مچ به پائين.

ابومهدي مهندس هم فقط در 4 الي 5 کيلو گوشت. عرض کردم: با اينکه براي کفن کردن همه وسائل  را داشتيم، پارچه داشتيم، پنبه داشتيم، پلاستيک وديگر لوازم را داشتيم اما نمي توانستيم اين پيکرها را خوب جمع و جور کنيم و بسختي تيمم داده و کفن کرديم، نمي دانم امام زين العابدين در کربلا چطور جنازه سيد الشهداء را با بوريا جمع کرد؟»

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.