«آلنا دوهان» گزارشگر ويژه سازمان ملل در بازگشت از ايران مي گويد که اقدامات آمريکايي مانع ارسال دارو به اين کشور مي شوند.
آلنا دوهان، از تاريخ 7 تا 18 ماه مه( 17 تا 28 ارديبهشت 1401)، براي ارزيابي تحريم هاي آمريکا عليه ايران به اين کشور سفر نمود. او اولين گزارشگر ويژه سازمان ملل است که بعد از 17 سال به ايران عزيمت نمود. وي توسط شوراي حقوق بشر سازمان ملل موظف به بررسي تأثير اقدامات قهري يک جانبه آمريکا در ايران مي باشد.
طي دوازده روز بازديد خود از ايران، اين متخصص سازمان ملل با مقامات دولتي ايران و همچنين نمايندگان سازمان هاي جامعه مدني، کارشناسان بهداشت و موسسات مالي ديدار و ملاقات نمود.
آلنا دوهان در مصاحبه اختصاصي با روزنامه لو پوئن از تاثيرات تحريم هاي آمريکا سخن مي گويد.
سوال: تأثير واقعي تحريم ها بر ايران چيست؟
تاثير اين تحريم ها در ايران با ساير کشورهاي ديگر تحت تحريم که من از آنها بازديد کردم، همچون زيمبابوه يا ونزوئلا، متفاوت بود. براي مثال، ايران داراي يک سيستم بهداشتي و آموزشي نسبتاً توسعه يافته است. به همين دليل است که در اين زمينه اين کشور مانند ونزوئلا متحمل تاثير بسيار زياد تحريم ها نشده است. ازسويي ايران از نظر توليد داخلي مواد غذايي نيز خودکفا است، به همين دليل است که من بعنوان مثال افرادي را در ايران نديدم که مثلاً فقط يک بار در روز غذا بخورند. با اين حال تاثيرات فراواني را بواسطه تحريم ها بر زندگي ايرانيان، از جهات مختلف مشاهده نمودم.
سوال: تاثير تحريم ها بر ايرانيان چگونه است؟
تاثير اول اقتصادي است، زيرا ايران امکان انجام فعاليت تجاري را ندارد. وضعيت اقتصادي کشور به خصوص براي افراد شاغل در مقوله تجارت خارجي بد شده است. بنابراين، همه کارکنان شرکت هاي داراي سرمايه گذاري خارجي تحت تاثير قرار گرفته اند.
لذا برخي از صنايع مجبور شده اند تعداد کارکنان خود را تا ده برابر کمتر کنند. از جمله در بخش صنايع دستي که قبلاً محصولات زيادي به خارج از کشور صادر مي کرد و ارتباطي به مقوله نفت يا دولت ندارد.
اين مشاغل اغلب مشاغل خانوادگي کوچک پنج تا بيست نفري هستند که اکنون فقط يک نفر را استخدام مي کنند. به همين ترتيب، بسياري از مترجمان شغل خود را از دست داده اند، زيرا گردشگري در اين کشور به همراه تجارت متوقف شده است
سوال: آيا اين تحريم ها بر زندگي روزمره ايرانيان تأثير گذاشته است؟
بله و من براي شما مثال هاي مشخصي مي زنم. قبل از هر چيز وقتي از زندگي مردم صحبت مي کنيم بايد اين را در نظر بگيريم که بسياري از مردم تحت تاثير شرايط اقتصادي هستند. بنابراين فقرا به زير خط فقر سقوط مي کنند. وضعيت بسياري از طبقه متوسط جامعه بدتر شده است.
خيلي از مردم قبلاً از امکانات پرداخت پول به مؤسسات خصوصي براي دريافت خدمات بهداشتي و آموزشي بهتر براي فرزندان خود برخوردار بودند. اما با بدتر شدن وضعيت اقتصادي، دستمزد آنها به حدي کاهش يافته است که اکنون از خدمات عمومي استفاده مي کنند.
بدليل اين وضعيت، حجم کاري بيمارستان هاي دولتي به طور قابل توجهي افزايش يافته است. شما ده هزار پناهنده اضافي را که روزانه ايران پذيراي آنهاست به اين امر اضافه کنيد و متوجه خواهيد شد که يک فشار باورنکردني بر بيمارستان ها و سيستم آموزشي ايران تحميل مي گردد، به خصوص که اين کشور درآمد جديدي براي ساخت بيمارستان و استخدام نيرو به دست نمي آورد.
سوال:آيا تحريم ها بر کمک هاي دولت به مردم تأثير گذاشته است؟
طبيعتاً از آنجايي که دولت ديگر قادر به کسب درآمد مانند گذشته نيست، تمام کمک هاي دولتي که به مردم پرداخت مي شود، مانند يارانه غذا، کالاهاي ضروري يا دارو، در حال حاضر کاهش يافته است. اين بدان معناست که افرادي که به اين کمکها وابسته هستند، يعني فقيرترين اقشار مردم، بيشترين آسيب را مي بينند.
بايد اضافه کرد که برخي از بيماران مبتلا به بيماري هاي سخت، امکان دريافت داروهاي رايگان از سوي دولت را داشته اند. اما بيماران چون درآمدي ندارند، اين داروها را در بازار سياه دوباره فروخته اند.
سوال:آيا تورم افسارگسيخته در ايران ناشي از تحريم است يا سوء مديريت دولت؟
دامنه تحريمهايي که در سال 2018 عليه ايران اعمال شد، بسيار گسترده و سنگين است. اين اقدامات بر اقتصاد ايران تاثير گذاشته و تورم را تشديد کرده است. در هر کشوري تورم هميشه ناشي از مجموعه اي از عناصر است. در رابطه با ايران، چندين دليل قابل توجه باعث افزايش اين شاخص گرديده است. براي مثال مي توانم به همه گيري کوويد-19 و ورود 5.5 ميليون پناهجوي افغان به ايران اشاره کنم.
همچنين لازم به يادآوري است که تحريم ها از سال 2018 در ايران آغاز نشدند. اين کشور موج اول تحريم ها را از سال 2010 تا 2015 تجربه کرده است.
من با تعدادي از اقتصاد دانان، آژانس هاي سازمان مللي و دولتي صحبت کردم که عناصر مشابهي به من دادند: همينکه کشوري تحت تحريم قرار مي گيرد، مشکلاتش بيشتر مي شود. بنابراين اگر از قبل هم مشکلات مديريتي وجود داشته باشد، آثار و عواقب اين تحريم ها وضعيت را بدتر مي کند و با اعمال تحريم هاي بيشتر، تورم بيش از پيش احساس مي شود.
باز هم مي گويم هدف من اين نيست که بگويم هر اتفاق بدي که در يک کشور مي افتد صرفاً به خاطر تحريم است. بلکه هدف من اين است که بررسي کنم آيا تحريم ها بر روندهاي اقتصادي موجود تأثير منفي مي گذارد يا خير و مي توانم پاسخ دهم که آري.
سوال: دولت ايران مي گويد تحريم ها باعث افزايش مرگ و مير در طول همه گيري کوويد-19 در ايران شده است. آيا اين امر درست است يا صرفا تبليغات است؟
بله، تحريم ها باعث مرگ مردم شده است و چندين مورد در گزارش من آمده است. قانع کننده ترين دليل، عدم دسترسي به دارو است. بله، ايران بيش از 90 درصد داروهاي خود را توليد مي کند، اما متأسفانه براي اين کار نياز به تهيه کردن مواد اوليه از خارج است.
اين امر مشکل است، زيرا مي دانيم که دستيابي به اين مواد، پرداخت هزينه و دريافت آنها براي اين کشور بسيار دشوار است. به خصوص که کيفيت مواد اوليه هميشه خوب نيست و اين مواد بسيار گران هستند.
ساده ترين مثال انسولين است. در ايران افراد ديابتي زيادي وجود دارد و زماني که در مورد اين مشکل در ايران صحبت کردم، به من گفتند که کشور خودش توانسته يک نوعي از محصول استاندارد انسولين را توليد کند، با اين تفاوت که اين دارو برخي انواع خاص ديابت را درمان نمي کند، بنابراين در ايران قابل درمان نيستند. بيماران مبتلا به اين بيماري در ايران، جان خود را از دست مي دهند.
من همچنين در ايران با مبتلايان به «بيماري پروانه اي» که دچار اپيدرموليز بولوزا، يک بيماري ژنتيکي پوستي هستند صحبت کردم که با استفاده از پانسمانهاي مخصوص که دولت از خارج خريداري مي کند تحت درمان قرار مي گرفتند. اين درمان به 1002 بيمار ايراني اين امکان را مي داد که با وجود درد غير قابل تحمل، به زندگي خود ادامه دهند. اما اکنون يک سال است که ديگر اين بانداژها در ايران قابل دسترس نيست و 15 «بيمار پروانه اي ايراني» از آن زمان جان خود را از دست داده اند، در حالي که ميزان مرگ و مير ناشي از اين بيماري معمولا بيشتر از يک مورد در سال نيست. من با بيماران ديگري که از بيماري هاي ديگري رنج مي برند صحبت کردم و وضعيت به همين منوال است.
ما ارقامي را در مورد تغيير نرخ مرگ و مير در بسياري از گروه بيماري ها جمع آوري کرده ايم. به عنوان مثال مرگ و مير کودکان مبتلا به تالاسمي، نوعي کم خوني ارثي، از 27 تا 32 مورد در سال به 132 مورد افزايش يافته است.
سوال: دولت آمريکا در مورد اين مرگ و ميرها، اينگونه پاسخ مي دهد که داروها در ليست تحريم هاي واشنگتن نيستند.
متاسفانه اين درست نيست. در تئوري، بله، همه اسناد مربوط به تحميل تحريم ها عليه ايران، امکان استثناء بشردوستانه را در مورد مواد غذايي و دارويي مي دهد. اما در واقعيت، چنين چيزي رخ نمي دهد و حتي آژانس هاي سازمان مللي نيز نمي توانند کمک هاي پزشکي لازم را ارائه کنند.
دليل نخست اين است که اسناد مرتبط با تحميل تحريم ها، خيلي ساده نگاشته شده اند. به عنوان مثال، کشورهاي خارجي و بانکها در صورت دريافت مبالغ از ايران، از نظر تئوري نمي توانند مشمول تحريمهاي ثانويه ايالات متحده قرار گيرند. لذا شما اگر دارو خريداري مي کنيد بايستي بتوانيد از ايران پول دريافت کنيد. مشکل اين است که همين کشورها و اين بانک ها، خودشان نمي خواهند در معرض اين تحريم ها قرار بگيرند، حتي اگر فقط در مورد دارو باشد.
دليل دوم اين است که امکان انتقال پول توسط بانک به ايران حتي بنام يک آژانس سازمان ملل متحد يا فعاليت ديپلماتيک، وجود ندارد. اگر پرداخت غيرممکن باشد، هيچ شرکتي کالايي را به شما نمي فروشد، حتي اگر رسما بحث معافيت در مورد آن مطرح باشد.
نکته سوم اينکه، تحريم ها شرکتهاي حمل و نقل ايراني که قرار است کالا را تحويل دهند و يا شرکت هايي که بايد آن ها را بيمه کنند را نيز در بر مي گيرد که اين امر باعث مي شود از تحويل محصول حتي اگر هزينه اش پرداخت شده باشد، جلوگيري شود.
اين سه موضوع بسيار حساس بوده و استثناهاي بشردوستانه را کاملاً غير کاربردي مي سازند. نهايتا براي ارسال کمکهاي بشردوستانه به ايران، اخذ مجوز از اداره کنترل داراييهاي خارجي ايالات متحده (Ofac) ضروري است که فرآيندي بسيار پيچيده و طولاني است و نياز به مداخله وکلاي متخصص دارد.
سوال: در ايران، افرادي که به علت هزينههاي بالاي زندگي تظاهرات مي کنند، بي توجهي دولت را به جاي تحريم هاي آمريکا را عامل ايندامر مي دانند. اين امر را چگونه توضيح مي دهيد؟
اول از همه، اجازه دهيد به شما بگويم که من نمي توانم در مورد تظاهراتي که فراتر از وظايف من است صحبت کنم. اکنون مي توانم دو نکته را به شما بگويم. اولين مورد اين است که وقتي من در ايران بودم، تظاهرات پس از کاهش يارانه مواد غذايي اساسي صورت گرفت و من از دولت درباره اين تصميم پرسيدم که محروم ترين اقشار مردم را بيشتر تحت تاثير قرار مي دهد و پاسخي که به من داده شد پاسخي است که در ساير کشورهاي تحت تحريم مشاهده کرده ام، يعني با کاهش درآمد دولت به دليل تحريم ها، دولت ديگر قادر به پيگيري برنامه هاي اجتماعي خود براي مردم نيست.
بنابراين وقتي پول کمتري به دست مي آوريد، نمي توانيد قيمت کالاها را پايين نگه داريد. همچنين براي من توضيح داده شد که بازنگري در سيستم کمک هاي دولتي امکان ارائه کمک هاي مستقيم به فقيرترين اقشار مردم را فراهم مي کند.
اما بررسي اين امر فراتر از وظايف من است. هدف من از سفر به اين کشور پرداختن به مسائل سياسي نبود، بلکه مشاهده اتفاقات اين کشور، بررسي حقايق و انتقال آنها بود.
سوال: به نظر ايالات متحده و متحدانش در خاورميانه، تحميل تحريم ها عليه ايران تنها راه وادار کردن ايران به تغيير سياست در منطقه خواهد بود ...
نبايد فراموش کنيم که امروزه هيچ تحريمي از سوي شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران وجود ندارد. با اين حال، اين نهاد تنها مرجعي است که به وضع تحريم ها اختصاص دارد همانگونه که اين امر در سال 2010 رخ داد که متعاقبا اين تدابير بطور اساسي با امضاي توافق بر سر موضوع هسته اي ايران کاهش يافت.
همچنين يادآوري مي کنم که اين ايران نبود که از توافق هسته اي ايران در سال 2018 خارج شد، بلکه ايالات متحده بود که چنين کرد. به عنوان استاد حقوق بين الملل مي توانم اضافه کنم که اگر ديگر تحريم هايي از سوي شوراي امنيت سازمان ملل وجود نداشته باشد، حقوق بين الملل اين امکان را به دولتها نمي دهد که تحريم هاي يکجانبه به ويژه در بخشهاي مالي و بانکي وضع کنند.
به نظر من اگر مي خواهيد به نتايج مثبت برسيد، بايد در چارچوب قوانين بين المللي عمل کنيد. شما نمي توانيد با در پيش گرفتن مسير غير قانوني شکلي را حل کنيد و امروز تحميل بسياري از اين تحريم ها، غيرقانوني است.
علاوه بر اين، وقتي به عمق اين موضوع نگاه مي کنيد، متوجه مي شويد که اثربخشي تحريم ها کم است. من شخصاً هيچ نمونه درستي نديدم که تحريم هاي يکجانبه نتيجه اي مثبت در يک کشور داشته باشد. حتي مطالعات آکادميک وجود دارد که نشان مي دهد تحريم هاي قانوني شوراي امنيت سازمان ملل در دستيابي به هدف مورد نظر چندان مؤثر نبوده است. به همين دليل اين نهاد سياست خود را در اين زمينه تغيير داده است.
سوال: نمي ترسيد سخنان شما در خدمت تبليغات جمهوري اسلامي عليه آمريکا باشد؟
من يک کارشناس هستم که براي شوراي حقوق بشر سازمان ملل کار مي کند. هدف من از سفر به اين کشور پرداختن به مسائل سياسي نبود، بلکه مشاهده اتفاقات در آن و بررسي حقايق و انتقال آنها بود. بنابراين، گزارش اوليه اي که ارائه کردم حاوي هيچ اظهار نظرسياسي نبود. اين گزارش يک ارزيابي از جنبه هاي قانوني، وضعيت آمار و ارقام و واقعيات موجود همراه با توصيه ها و جمع بندي براي تمامي مخاطبينم بود.
بنابراين، من فکر مي کنم ارقام، واقعيات و حقايق به عنوان دليل و مدرک، مهم هستند. اين سازوکار تنها سازوکاري است که مي تواند به صيانت از حقوق بشر کمک کند. باز هم مي گويم من کار سياسي نمي کنم بلکه راستي آزمايي مي کنم و ارزيابي هاي قانوني تهيه مي کنم.
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.