اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

تيم اميد؛ از افتضاح ترکيه تا آبروريزي در ناگويا

تيم فوتبال اميد با نتيجه 4 بر يک به کره شمالي باخت تا طبق معمول نااميدي در مورد اين تيم همچنان ادامه داشته باشد. قرعه اين بار به نام حسين عبدي افتاد و بدتر اينکه در اين بازي کامبک خورديم تا متوجه شويم در فوتبال هيچ‌گاه نبايد با يک گل براي خودمان حريمي قائل باشيم.

تيم اميد؛ از افتضاح ترکيه تا آبروريزي در ناگويا

داستان فوتبال ايران در سطح ملي کمي عجيب‌تر از هميشه شده است. يک روز تيم ملي بزرگسالان، روز ديگر تيم‌هاي نوجوانان و جوانان و حالا تيم اميد، اما اين بار داستان کمي متفاوت است؛ چرا که بعد از شکست سنگين مقابل کره شمالي، بيش از آنکه فقط نتيجه مسابقه محل سؤال باشد، بايد درباره کادر فني تيم اميد و مبناي انتخاب آن حرف زد.

تيم اميد سال‌هاست فرزند ناتني فوتبال اين کشور است؛ تيمي که نزديک به نيم قرن در حسرت رسيدن به المپيک مانده و در اين سال‌ها مربيان مختلف داخلي و خارجي روي نيمکتش نشسته‌اند، اما هيچ‌کدام نتوانسته‌اند اين طلسم را بشکنند. با اين حال، هر بار به جاي اينکه درباره ساختار و مدل انتخاب مربي سؤال شود، نام جديدي روي نيمکت قرار مي‌گيرد و دوباره همه چيز از نو آغاز مي‌شود. اين بار همه بهانه‌ها جور خواهد بود که زمينِ گرد و هواي باراني، همکاري نکردن بچه‌ها و احتمالا ميزباني بد ژاپني‌ها از دلايل عمده اين باخت باشند.

البته که عبدي پيش از شروع بازي‌ها پيش‌بيني اين موضوع را کرده و گفته بود «روزي که از بازي‌هاي آسيايي بازگشتيم، شمايي که به تيم ملي کمک نکرديد، بايد عرق شرم داشته باشيد.» عبدي مي‌تواند تا مدت‌ها به همکاري نکردن باشگاه‌ها ايراد بگيرد اما آيا بهتر نيست نگاهي به تيمي بيندازد که بهترين‌ها را در اختيار داشت و نتيجه نگرفت؟ آيا با اين شکست سنگين عبدي هم نبايد عرق شرم بريزد؟

مهم‌ترين نقطه کارنامه‌ مربيگري حسين عبدي، پيروزي برابر برزيل در جام جهاني زير 17 سال است. موفقيتي قابل توجه که نمي‌توان آن را ناديده گرفت اما آيا يک برد به‌تنهايي براي سپردن تيم اميد به يک مربي کافي است؟ نتايج اين مربي در جوانان هم مشخص بوده و حالا با تيم اميد نيز اين شاهکار را خلق کرده است. مبناي انتخاب سرمربي تيم اميد چه بوده است؟ اين همان پرسشي است که فدراسيون فوتبال بايد به آن پاسخ بدهد. مهدي تاج به عنوان رئيس فدراسيون، اعضاي هيئت رئيسه فدراسيون و البته علي تارقلي‌زاده رئيس کميته فني و توسعه فدراسيون بايد پاسخگو باشند.

وقتي قرار است سرمربي تيمي باشي که قرار است بعد از نزديک به پنج دهه فوتبال ايران را به المپيک برساند، طبيعتاً بايد درباره کارنامه، تجربه، نتايج و شاخص‌هاي انتخابت پاسخ روشني وجود داشته باشد. چه شاخص‌هايي براي انتخاب عبدي وجود داشت؟ آيا گزينه‌هاي ديگري بررسي شدند؟ آيا برنامه فني کادر مورد ارزيابي قرار گرفت؟ آيا براي دستياران نيز چنين فرآيندي وجود داشت؟

مسئله اين نيست که حسين عبدي مربي خوبي است يا بد؛ مسئله اين است که آيا کارنامه او با وزن اين مسئوليت تناسب دارد؟ اين سؤال درباره دستياران او يعني ابراهيم شکوري و محمدرضا مهدوي هم مطرح است. همه اين افراد قابل احترام هستند اما اگر کادر فني را يک مجموعه بدانيم، مسئوليت فني نتيجه هم متوجه کل اين مجموعه است. بعد از چنين شکستي ديگر نمي‌توان همه چيز را به يک اشتباه فردي، يک روز بد يا بدشانسي يا همکاري نکردن باشگاه‌ها نسبت داد چرا که سال‌هاست عدم تعامل بين باشگاه‌ها و تيم‌ اميد وجود دارد و بايد براي آن راهکاري در نظر گرفت.

کادر فني بايد پاسخ بدهد که تيم اميد با چه ايده‌اي وارد زمين شد؟ چرا تيمي که برايش دو اردوي ترکيه در نظر گرفته شد و حتي برنامه ليگ برتر تحت تأثير آماده‌سازي آن قرار گرفت، در چنين مسابقه‌اي تا اين اندازه آسيب‌پذير ظاهر شد؟ تمرينات اين تيم در اردوهاي مختلف چه خروجي تاکتيکي داشته است؟ نقش کادر فني در انتخاب بازيکنان چه بوده و آيا بازيکناني که به تيم اميد دعوت شده‌اند، دقيقاً بر اساس يک مدل فني مشخص انتخاب شده‌اند؟ مهم‌تر از همه، آيا براي اين تيم هويت فني مشخصي تعريف شده است؟

تسنيم نوشت: اينها پرسش‌هايي است که بعد از چنين نتيجه‌اي نمي‌توان از کنارشان عبور کرد. وقتي اردوهاي خارجي برگزار مي‌شود، بايد مشخص باشد که خروجي آنها چه بوده و تيم از هر اردو چه چيزي به دست آورده است. تيم اميد در اولين اردوي خود در ترکيه با خودش بازي کرد. اصلاً چه لزومي داشت که تيم به ترکيه برود و خودش با خودش بازي کنند؟ ماجراهاي هتل‌ها و اتفاقات ديگر هم که بماند که البته حراست فدراسيون برخلاف آنچه به وضوح ديده مي‌شود تخلف و فسادي رؤيت نکرده است. اين هم از عجايب است؛ کتمان حقيقت در روز روشن! از افتضاح ترکيه تا آبروريزي در ناگويا فقط چند ماه فاصله بود.

در کنار اين موضوع نمي‌شود از باشگاه‌ها انتظار همکاري کامل داشت، برنامه مسابقات آنها را تحت تأثير قرار داد و وقتي تيم نتيجه نمي‌گيرد، همه چيز را به شرايط خاص فوتبال ايران نسبت داد. اين دقيقاً همان نقطه‌اي است که بايد کادر فني را به چالش کشيد. عبدي و همکارانش بايد توضيح بدهند که براي اين تيم چه ساختند؛ نه اينکه صرفاً چه اردوهايي برگزار کردند.

اگر قرار است تيم اميد پروژه اصلي فوتبال ايران براي رسيدن به المپيک باشد، کادر فني آن نمي‌تواند صرفاً بر اساس يک موفقيت در رده نوجوانان انتخاب و بعد هم بدون ارائه يک برنامه روشن، از يک رده به رده ديگر منتقل شود.

اينها سؤال‌هاي طبيعي فوتبال ايران است، نه حمله به يک مربي يا يک مجموعه. اگر قرار است باز هم بعد از يک ناکامي، مربي تغيير کند و فرد ديگري بيايد، سؤال اساسي اين است: چه کسي قرار است پاسخگوي انتخاب مربي قبلي باشد؟

در کنار اين موارد بايد از وزير ورزش و جوانان سؤال کرد که چرا به اعزام اين تيم اصرار داشت؟ دنيامالي چه چيزي در اين تيم ديده بود که وعده موفقيت آن را داده و گفته بود «اميدها دست پُر بر مي‌گردند». چه شرايطي سبب شد او و مهدي تاج وعده مدال‌آوري تيم اميد را بدهند آن هم در شرايطي که مي‌شد اين روز را پيش‌بيني کرد. امروز به جاي مدال طلا، مدال ناکامي نصيب فوتبال ايران شد.

فوتبال ايران ديگر فرصت ندارد هر بار از صفر شروع کند. هر دم از اين باغ بري مي‌رسد؛ اما اين بار قبل از چيدن ميوه، شايد بد نباشد نگاهي جدي به باغبان‌ها بيندازيم.

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.