شعر از حسن زرنقي
طوفان شويد از سينهها چون آه برخيزيد
در اين نبرد اي مردمان، خونخواه برخيزيد
خون عزيز ماست اينکه بر زمين ماندهست
اي ملت خونخواه! بسمالله برخيزيد
اي با امام خود به خاکافتادگان، امروز...
با خون او از بين قربانگاه برخيزيد
هنگام پرواز است با بال و پري سوزان
ققنوسوار از شعله جانکاه برخيزيد
اي حيدريها فتح خيبر پيش رو داريم
چون ذوالفقار از جاي خود ناگاه برخيزيد
فردا لگدکوب است امروز آنکه بنشيند
وقت نشستن نيست در اين راه برخيزيد..
با يالثارات الامام از دامن اين خاک
تا دست اهريمن شود کوتاه برخيزيد
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.