اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

بانو «ام سلمه» از زنان تأثيرگذار در عاشورا

يکي از زنان شايسته تاريخ اسلام و ارادتمندان و مربيان خاندان رسول الله «صلي الله عليه وآله» مخصوصاً فاطمه زهرا«عليها السلام» و پس از ايشان حضرت حسين «عليه السلام»، ام‌سلمه مي‌باشد

بانو «ام سلمه» از زنان تأثيرگذار در عاشورا

يکي از زنان شايسته تاريخ اسلام و ارادتمندان و مربيان خاندان رسول الله «صلي الله عليه وآله» مخصوصاً فاطمه زهرا«عليها السلام» و پس از ايشان حضرت حسين «عليه السلام»، امسلمه ميباشد زني که به افتخار همسري شخصيت اول جهان اسلام پيامبر اکرم «صلي الله عليه وآله» نايل آمده و در عين حال پس از رحلت حضرت خديجه کبري مادر حضرت زهرا«عليها السلام» سرپرستي و نگهداري حضرت صديقه را عهدهدار ميشود، در موضوع زندگي امسلمه چنين آمده است:

به گزارش «شيعه نيوز»، ام سلمه يکى از همسران رسول خدا «صلى الله عليه و آله» بود. نام او هند و کنيه اش ام سلمه بود و دختر ابو اميه حذيفة بن مغيرة بن عبدالله و از زنان بزرگ و نامدار صدر اسلام است. وى ابتدا با ابو سلمة بن عبدالاسد مخزومى ازدواج کرد و صاحب فرزندانى چون «زينب، سلمه، عمر و درة» گرديد.

بعد از وفات ابو سلمه، در سال دوم يا چهارم هجرى به ازدواج پيامبر اکرم «صلى الله عليه و آله» در آمد.

ام سلمه، علاقه و محبت زيادى به اهل بيت عصمت و طهارت به ويژه امام حسين «عليه السلام» داشت و آن حضرت او را مادر خطاب مى کرد. ام سلمه که جريان واقعه کربلا را از رسول اکرم «صلى الله عليه و آله» شنيده بود و مى دانست که امام حسين «عليه السلام» تنها و غريب با لبان تشنه در سرزمين کربلا کشته خواهد شد، سعى فراوانى داشت تا حضرت را از سفر به کربلا باز دارد. هنگامى که امام تصميم به حرکت گرفت ام سلمه به ايشان گفت: عزيزم! با خروجت به عراق ما را محزون و غمگين مکن از جدت رسول خدا «صلى الله عليه و آله» شنيدم که فرمود:

«حسينم در کربلا کشته خواهد شد»، امام در پاسخ فرمود: «مادر! مى دانم که در کربلا کشته خواهم شد و خانواده ام به دست دشمن اسير مى شوند، ولى اين راه بايد پيموده شود؛ زيرا صلاح دين خدا در آن است. هنگامى که امام حسين «عليه السلام» عزم رفتن به عراق نمود وصاياى خود را به ام سلمه سپرد و او هم بعدها به امام سجاد «عليه السلام» تحويل داد.

ام سلمه، به دستور رسول خدا «صلى الله عليه و آله» سرپرستى فاطمه زهرا «عليهاالسلام» را بر عهده گرفت، او در اين زمينه مى گويد: «همه مى پندارند که من فاطمه را ادب مى کنم، چنين نيست، او معلم من است». ام سلمه در هر حال در جان نثارى براى فاطمه کوتاهى نکرد. به خاطر شهادتى که ام سلمه در مورد فدک به نفع فاطمه زهرا «عليهاالسلام» داد، ابوبکر و عمر يک سال خرج او را قطع کردند. ام سلمه پس از رحلت پيامبر همواره هوادار اهل بيت «عليهم السلام» باقى ماند و از مخالفين لعن امام على «عليه السلام» توسط معاويه بود. اين بانوى بزرگوار از راويان حديث پيامبر «صلى الله عليه و آله» بود.

ابن اثير در کتاب الکامل فى التاريخ آورده است که پيامبر «صلى الله عليه و آله» مشتى خاک تربت سيد الشهداء «عليه السلام» را به ام سلمه داد و فرمود: «هرگاه اين خاک تبديل به خون شود، فرزندم حسين «عليه السلام» به شهادت رسيده است». به همين دليل ام سلمه سعى نمود امام حسين «عليه السلام» را از رفتن به عراق باز دارد. در روز عاشورا وقتى امام حسين «عليه السلام» به شهادت رسيد، اين خاک تبديل به خون گرديد.

ام سلمه از رسول خدا «صلى الله عليه و آله» خواست که: از خدا بخواهيد که کشته شدن را از او (امام حسين «عليه السلام» دور کند). رسول خدا «صلى الله عليه و آله» فرمود: از خدا خواستم ولى وحى شد براى او درجه اى است که کسى بدان درجه نخواهد رسيد. او شيعيانش را شفاعت مى کند و مهدى «عج» از فرزندان اوست. خوشا به حال کسى که از دوستان و شيعيان حسين «عليه السلام» باشد. به خدا سوگند که شيعيان او در روز قيامت رستگار خواهند بود.

روزى ام سلمه، رسول خدا «صلى الله عليه و آله» را در خواب با چهره اى غمگين و لباسى خاک آلود ديد، حضرت به او فرمود: از کربلا و از دفن شهدا مى آيم، ناگهان ام سلمه از خواب بيدار شد و با صداى گريه و شيون او همسايگان آمدند و ماجرا را باز گفت. وى از همان روز براى سيد الشهداء «عليه السلام» عزا گرفت. ام سلمه آن روز را به خاطر سپرد. روز دهم محرم و بعد هم که جريان دقيق واقعه را از اهل بيت «عليهم السلام» که حاضر در کربلا بودند پرسيد آن روز را با واقعه شهادت امام حسين «عليه السلام» مطابق يافت.

ام سلمه نزديک 387 حديث از پيامبر «صلى الله عليه و آله» و فاطمه «عليهاالسلام» و ابو سلمه نقل کرده است. از احاديثى که از پيامبر «صلى الله عليه و آله» نقل کرده: امامان پس از من دوازده نفرند، به تعداد نقباى بنى اسرائيل، نُه تن ايشان از نسل حسين «عليه السلام» هستند، خدا علم مرا به آن ها داده، پس واى بر دشمنان آن ها عمر رضا کحاله مى گويد: [ام سلمه] زنى مهاجر، جليل القدر، صاحب رأى، با کمال و عقل بود و به حبشه و مدينه مهاجرت کرد. شيخ محلاتى مى نويسد همه علماى اسلام بر اين نظر اتفاق دارند که ام سلمه در علم و تقوى و فصاحت و بلاغت و محبت نسبت به اهل بيت رسالت «کانّور على شاهق الطور» است. ام سلمه پس از حمايت هاى فراوانى که از اهل بيت نمود، سرانجام در 62 ه. ق. در سن 84 سالگى در زمان حکومت يزيد - پس از واقعه عاشورا- در شهر مدينه از دنيا رفت و در قبرستان بقيع به خاک سپرده شد.