اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

آيت الله محمدباقر تحريري:

آيت الله بهجت در مورد کرامت‌ها به شدت اهل کتمان بودند

نگار احدپور اقبلاغ: روزهاي پاياني ارديبهشت ماه 1388 يادآور روزهاي تلخي براي مردم ايران است.روح مطهر و نوراني فقيه عاليقدر و عارف روشن ضمير حضرت آيت الله حاج شيخ محمدتقي بهجت در بيست و هفتمين روز از ارديبهشت 88 به ملکوت اعلي پيوست و دل مالامال از عشق به خدا و بندگان رنج کشيده صالحش از تپش ايستاد.

20:36
آيت الله بهجت در مورد کرامت‌ها به شدت اهل کتمان بودند

آيت الله محمدتقي بهجت فومني در اواخر سال 1334 قمري در خانوادهاي ديندار در شهر مذهبي فومن استان گيلان، چشم به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي را در مکتب خانه فومن به پايان برد، و پس از آن در همان شهر به تحصيل علوم ديني پرداخت. پس از طي دوران مقدماتي تحصيلات ديني در شهر فومن، به سال 1348 قمري هنگامي که تقريباً 14 سال از عمر شريفش ميگذشت به عراق مشرف شد و در کربلا اقامت گزيد.

آيت الله بهجت در دوران سطح و خارج از محضر استادان بزرگي چون آيات: آقا سيد ابوالحسن اصفهاني، آقا ضيا عراقي، و ميرزاي نائيني و حاج شيخ محمد حسين غروي اصفهاني بهرهها برد. ايشان در ضمن تحصيل و پيش از دوران بلوغ، به تهذيب نفس همّت گمارده، و در کربلا در تفحّص استاد و مربي اخلاقي بر آمده و به وجود آيت الله سيد علي آقاي قاضي که در نجف بوده پي ميبرد و از شاگردان ايشان ميشود.

آيت الله بهجت بعد از تکميل دروس به ايران مراجعت کرده و تصميم گرفت که در شهر مقدس قم اقامت کند. در حوزه علميه قم به تدريس دروس حوزوي و درس اخلاق ميپرداخت و در دوراني از حيات پربارش با انتشار رساله توضيح المسائل در زمره مراجع تقليد شيعيان جهان قرار گرفت.

به همين منظور با و به مناسبت ايام درگذشت اين عالم مجاهد، با آيت الله محمدباقر تحريري، توليت مدرسه علميه مروي، به گفت و گو پرداختيم و طي آن به بررسي روحيات و سبک زندگي آيتالله محمدتقي بهجت رحمهالله عليه اين الگوي تهذيب نفس همت گماشتيم:

آيت الله تحريري که سالها در جلسات درس و روضه آيت الله بهجت شرکت ميکرد درباره اين عالم بزرگوار عنوان کرد: آيت الله بهجت شيوه عمومي و معمول درسهاي خارج را نداشتند تا مطلب و موضوعي را با دلايل مطرح کنند و به نقد يا تأييد آن مشغول شوند. روش تدريس ايشان به اين صورت بود که در درس فقه، يک کتاب را محور بحث قرار ميدادند و آن را به طور عميق مورد بررسي قرار ميدادند. در عين حال سبک زندگي و سيره عملي ايشان، بندگي و خشوع در برابر خداي تعالي بود که اين کار را با التزام دقيق و صحيح به دستورات اسلامي، انجام واجبات، عمل به مستحبات و پرهيز از گناهان انجام ميدادند. هر فردي که با ايشان ملاقات و ديداري داشت متوجه ميشد که ايشان دائمالذکر هستند. البته همان طور که اشاره شد، ايشان دقت داشتند تا کرامتها و حتي ذکرهاي خود را پنهان نگه دارند. بر همين اساس آنچه که از زندگي ظاهري آيت الله بهجت مشخص بود، زندگي زاهدانه ايشان بود، به اندازهاي که ايشان از هر نوع نام و نشان دور بودند و هيچ وقت نميخواستند ظهور و بروزي در جامعه داشته باشند. البته به اندازه صلاحديد خودشان فعاليتهاي اجتماعي داشتند و حتي با حضرت امام خميني رحمهالله عليه و مقام معظم رهبري ارتباطاتي داشتند، اما نميخواستند در جامعه مطرح شوند.

 

کرامتها را پنهان ميکردند

 

وي عنوان کرد: آيت الله بهجت در مورد کرامتها به شدت اهل کتمان بودند و مطلبي را بيان نميکردند. البته ايشان گاهي کرامتهايي را از بزرگان نقل ميکردند، اما هر نوع کرامتي را بيان نميکردند و آن مطالبي را که بيانگر شخصيت برجسته علمي و عبادي افراد بود، ذکر ميکردند. ايشان سرگذشت مرحوم شيخ انصاري و همچنين سرگذشت استاد خودشان آقا شيخ محمدحسين اصفهاني را مکرر بيان ميفرمودند. اين دو بزرگوار در علم و عبادت سرآمد بودهاند. به عنوان مثال آيت الله بهجت ميفرمودند: مرحوم شيخ انصاري مراتب عالي علمي، عملي و عبادت را جمع کرده و اين نوعي کرامت است. البته گاهي از تشرف شيخ به محضر امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و ساير بزرگواران نقلهايي داشتند که در بعضي کتابها هم آمده است.

آيت الله تحريري خاطرنشان کرد: خودشان هم در مقام بندگي يک سير ظاهري و يک سير باطني داشتند. معمولاً سير ظاهري بعد از اينکه شخص از يک ايمان ابتدايي صحيحي برخوردار شد، اين ايمان را در عمل و در شئون گوناگون زندگي با اطاعت خالصانه از دستورات شرع اجرا ميکند.

وي افزود: اطاعت خالصانه در مرحله اول شامل انجام واجبات و دوري از محرمات و سپس انجام مستحبات در حد توان است که ما از سيره آيت الله بهجت متوجه ميشويم که اين اطاعت خالصانه است. ايشان قدم راسخي داشتند و رسوخشان در انجام مستحبات و عبادات و بخشي هم کارهاي اجتماعي است که آن هم خودش يک بخشي از انجام وظايف اخلاقي را عهدهدار است.

 

شرکت در نماز و مجلس روضه آيت الله بهجت

 

آيت الله تحريري بيان کرد: تقريباً اوايل دهه پنجاه شمسي بود که تصميم گرفتم در حوزه علميه قم مشغول به تحصيل شوم. به همين علت از تهران به قم هجرت کردم تا اين توفيق را داشته باشم. آن زمان آيت الله بهجت در مسجد فاطميه قم، امام جماعت بودند و افرادي توفيق داشتند تا در نماز ايشان شرکت کرده و به ايشان اقتدا کنند. من هم چنين توفيقي را به دست آوردم.

اين شاگرد آيت الله بهجت در ادامه گفت: البته آن زمان به تازگي طلبه شده بودم و سعي ميکردم به طور مداوم در نمازهاي ايشان شرکت داشته باشم. در عين حال روزي از طريق يکي از دوستان به منزل آيت الله بهجت رحمهالله عليه رفتيم. پدر ما يکي از دوستان قديمي ايشان بود و وقتي خودم را معرفي کردم، ايشان با لطف خاصي احوالپرسي گرمي کردند. از آن زمان به بعد هم علاقه زيادي براي شرکت در نمازهاي جماعت آيت الله بهجت داشتم. سالها بود که ايشان در منزل خودشان روضهاي داشتند که در دهه آخر ماه محرم و همچنين دهه آخر ماه صفر برگزار ميشد. اين روضه تا آخر عمر پر برکت ايشان ادامه داشت و بسيار مؤثر بود.

وي بيان کرد: اوايل اين روضه در خانه خودشان برگزار ميشد، اما بعد از موضوع مرجعيت که ارتباط ايشان با مردم بيشتر شد، هم درس و هم روضه به مسجد منتقل شد. من هم تا مدتي توفيق خدمت کردن در روضههاي ايشان را داشتم. از اين نظر هم ايشان به من لطف داشته و با محبت پدرانه و عارفانه خود مورد لطف و عنايت قرار ميدادند.

 

شيوه تدريس آيت الله بهجت

 

آيت الله تحريري تصريح کرد: آيت الله بهجت شيوه عمومي و معمول درسهاي خارج را نداشتند تا مطلب و موضوعي را با دلايل مطرح کنند و به نقد يا تأييد آن مشغول شوند. روش تدريس ايشان به اين صورت بود که در درس فقه، يک کتاب را محور بحث قرار ميدادند و آن را به طور عميق مورد بررسي قرار ميدادند.

وي افزود: زماني که ما توفيق شاگردي ايشان را داشتيم، کتاب جواهرالکلام يا صلاه را مورد بررسي قرار داده بودند که اين کتاب در سطح عالي نوشته شده است. خودشان هم به طور دقيق آن را بررسي کرده و مورد بحث قرار ميدادند. در عين حال نظرات خودشان را هم عموماً در ميان مطالب و يا بيانات ساير افراد عنوان ميکردند و معمولاً به طور صريح و مستقيم نميگفتند که من چنين نظري دارم. پس براي اينکه نظرات خود ايشان را متوجه شويم، لازم بود که بر مطالب تسلط داشته باشيم. در حين درس هم مطالب را جمعبندي ميکردند و در اين بخش مطالب بسيار عميقي را عنوان ميکردند.

شاگرد اين عالم رباني در ادامه خاطرنشان کرد: اين روش تدريس اقتضا ميکرد تا هر کسي که قصد داشت در درس آيت الله بهجت شرکت کند، در وهله اول لازم بود با مطالب آشنايي داشته باشد. به همين علت ما هم در ابتدا در درس علماي ديگر شرکت کرديم تا با مطالب آشنا شويم.

 

نهايت خضوع در اوج بندگي

 

وي افزود: همان طور که شاگردان و آشنايان آيت الله بهجت رحمهالله عليه ميدانند، سبک زندگي و سيره عملي ايشان، بندگي و خشوع در برابر خداي تعالي بود که اين کار را با التزام دقيق و صحيح به دستورات اسلامي، انجام واجبات، عمل به مستحبات و پرهيز از گناهان انجام ميدادند. هر فردي که با ايشان ملاقات و ديداري داشت متوجه ميشد که ايشان دائمالذکر هستند. البته همان طور که اشاره شد، ايشان دقت داشتند تا کرامتها و حتي ذکرهاي خود را پنهان نگه دارند. بر همين اساس آنچه که از زندگي ظاهري آيت الله بهجت مشخص بود، زندگي زاهدانه ايشان بود، به اندازهاي که ايشان از هر نوع نام و نشان دور بودند و هيچ وقت نميخواستند ظهور و بروزي در جامعه داشته باشند. البته به اندازه صلاحديد خودشان فعاليتهاي اجتماعي داشتند و حتي با حضرت امام خميني رحمهالله عليه و مقام معظم رهبري ارتباطاتي داشتند، اما نميخواستند در جامعه مطرح شوند.

آيت الله تحريري عنوان کرد: در چنين شرايطي بزرگان دين و همرديفان آيت الله بهجت به جلالت قدر ايشان اعتقاد داشتند. به عنوان مثال امام خميني رحمهالله عليه شاگردان خود را در کسب معنويت به آيت الله بهجت ارجاع ميدادند.البته شخصيت علمي و معنوي اين بزرگان آنقدر بالاستکه بنده و امثال من کوچکتر از اين هستيم که بخواهيم شخصيت علمي و عرفاني ايشان را اندازهگيري کنيم. چون هر کسي به اندازه ظرفيت خودش که استفادهاي کرده، ميتواند مطلبي را مطرح کند. ما هم در کلاس درس آيت الله بهجت شرکت ميکرديم، به اين معنا نيست که به تمام معنا استفاده کرديم. بلکه هر کسي به اندازه درک و استعداد خودش مطلب را متوجه ميشد.

توليت مدرسه علميه مروي خاطرنشان کرد: يک نکته مهم درباره شخصيت عرفاني و معنوي آيت الله بهجت اين است که روحيات و شخصيت معنوي ايشان نسبت به بعد علمي ايشان پنهانتر بود و ظهور کمتري داشت، چون خودشان نميخواستند اين اسرار فاش شود. هر کسي که درباره بعد معنوي و عرفاني آيت الله بهجت مطلبي ميگويد در حقيقت آن چيزي را بيان ميکند که از ظهور و بروز حالات ايشان در نماز يا امور ديگر درک کرده است. افرادي هم مطالبي را از زبان استاد ايشان نقل ميکنند، مانند آيت الله شيخ عباس قوچاني که از شاگردان برجسته آيتالله قاضي بوده و کراماتي را به طور اجمال از آيت الله بهجت درک کردند و ملتزم بودند تا زمان حيات ايشان مطرح نشود و مخفي بماند.

وي افزود: گويا در پذيرش مرجعيت هم اين رويکرد را هم داشتهاند. موضوع مرجعيت آيت الله بهجت هم يک مسئله تکليفي بود که ايشان احساس کردند بعد از وفات آيتالله اراکي و آيتالله گلپايگاني، خلائي در مرجعيت است. به همين جهت قبل از اعلام مرجعيت، حاشيه بسيار عميقي بر کتاب فقهي استاد خود، شيخ محمدحسين اصفهاني معروف به کمپاني، نوشتند و تا مدتها مراجعان خود را به مطالب همان حاشيه ارجاع ميدادند. اين کتاب بعدها به صورت رساله متعارف درآمد.

 

سير و سلوک عارفانه آيت الله بهجت

 

اين شاگرد آيت الله بهجت افزود: آيتالله بهجت مرجعي عاليقدر بودند که هم در فقاهت، مباني علمي اصولي، و هم از نظر اخلاق و عرفان، فقيهي عارف بوده که عرفان اسلامي و فقاهت را با همديگر تجميع کرده که اين در نوع خودش کمنظير بوده که ارتحال ايشان کلمهاي براي حوزههاي علميه قم بود.

وي گفت: جوانان و طلاب که با ايشان در ارتباط بودند از زندگي اين مرجع بزرگ درسهاي فراواني گرفته، زيرا که سير و سلوک ايشان الياللهي بوده و حضرت استاد ذوب در توحيد بودند و جوانان براي آينده انديشي و زندگي خوب بايد راه اين معلم اخلاق بزرگ را در پيش گرفته و از راه اسلام، توحيد، قرآن و عترت جدا نشده و راه اين پير طريقت را براي سازندگي زندگي فردي و اجتماعيشان طي کنند.

آيتالله تحريري افزود: آيتالله بهجت آنقدر در مسائل اخلاقي، سلوکي، عرفان و همچنين خودسازي بالا بود که هيچ چيز را به غير از خدا در دنيا نميديد که همين درس بزرگ تربيتي براي آحاد مردم است.

توليت مدرسه علميه مروي گفت: رفتار ايشان با کودکان و طلاب به قدري خوب بود که هرگاه فرزندي براي عرض ادب به خدمت ايشان ميرسيدند اظهار محبت و لطف نموده و همچنين اگر کسي براي پرسش به پيش ايشان ميآمد به صورت کامل و با طمأنيه خاصي پاسخ ميفرمودند.

 

توسل به امام زمان (عج) راز تهذيب نفس آيت الله بهجت

 

وي افزود: طلاب و عزيزاني که علاقهمند به ارتباط مستمر با امام زمان (عج) بودند به خدمت ايشان رسيده و دستورالعملهاي لازم را از حضرت استاد فرا گرفته، زيرا که ايشان با تهذيب نفس خود متوسل به امام زمان (عج) ميشدند.

آيتالله تحريري اشاره کرد: استاد بزرگوارمان ذکر يا ستار را زياد ميگفتند که بعضي از علما علت اين امر را داشتن چشم برزخي دانستند که با اين کار ميخواستند خداوند متعال باطن مردم را به او نشان دهد و اين موضوع به قدري واضح بود که شاگردان آن حضرت قبل از ديدار با ايشان توبه و استغفرالله را گفته و سپس خدمت اين استاد بزرگوار ميرفتند.

وي اظهار کرد: ايشان ذکر لاحولولاقوةالاباالله العليالعظيم را به جوانان به جهت دوري از گناه توصيه ميفرمودند و با توجه به اخلاقيات و ايمان بالاي ايشان، هر جوان و طلبهاي که با اين استاد معظم در ارتباط بود از منظر تقوي و اخلاق ساخته ميشد.

آيتالله تحريري افزود: يکسري از خاطرات از قول ايشان ذکر ميگردد و به طور کلي هر خاطرهاي که با مذهب منافات نداشته باشد درست بوده و هيچ شکي در اين مورد درست نيست.

آيتالله تحريري در پايان گفت: استاد بزرگوارم هميشه در حال ذکر خداوند متعال بوده و نفس اماره خود را کنترل و در جهت تدريس و کمک به طلاب و مردم از هيچ کوششي دريغ نکرد.

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.