اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

ايران چهارمين قدرت برتر توليد علم موتور هواپيما در جهان

ايران همانند سال هاي گذشته همچنان چهارمين قدرت برتر جهان در توليد علم موتورهاي پيشرفته هواپيما است.

ايران چهارمين قدرت برتر توليد علم موتور هواپيما در جهان

آخرين بروزرساني گزارش «ردياب فناوريهاي حياتي» (Critical Technology Tracker) که توسط مؤسسه سياست استراتژيک استراليا (ASPI) منتشر شده است، نشان ميدهد که ايران به عنوان يکي از 10 ابرقدرت آينده علم و فناوري در جهان شناخته ميشود.

براساس اين گزارش، ايران در حوزه «موتورهاي پيشرفته هواپيما، از جمله مافوق صوت (هايپرسونيک)» با پيشي گرفتن آشکار از قدرتهاي سنتي مهندسي و هوانوردي نظير ژاپن، ايتاليا و بريتانيا، در رتبه عالي چهارم جهان قرار گرفته است.

قرار گرفتن نام ايران در اين جايگاه، آن هم درست پس از ابرقدرتهاي علمي نظير چين و ايالات متحده و کشوري پهناور مانند هند، نشاندهنده يک پيشرفت چشمگير و تثبيت شده در توليد علوم بنيادين است.

با ديدن اين آمار درخشان، پرسشهاي کليدي و مهمي در ذهن ايجاد ميشود: اگر اين آمار معتبر است، رتبه چهارم ايران چه ارزش استراتژيک و کاربردي دارد و دقيقاً کدام بخشهاي علمي و صنعتي کشور پيشرفت داشتهاند؟ و در نهايت، اگر در اين سطح از دانش قرار داريم، چرا نمود آن در قالب توليد انبوه هواپيماهاي مسافربري پهنپيکر در کشور ديده نميشود؟

در اين تحليل، با بررسي عميق روششناسي مؤسسه ASPI، منابع مالي آن، و تطبيق دادههاي علمسنجي با واقعيتهاي ميداني و صنعتي در ايران، به صورت تحليلي نشان داده ميشود که جايگاه چهارم ايران در توليد دانش بنيادين، چگونه در شرايط تحريم با موفقيت به سمت توسعه سامانههاي بازدارنده نظامي، توليد موتورهاي بومي براي پهپادها و موشکهاي مافوق صوت هدايت شده است.

 

1. کالبدشکافي اعتبار مؤسسه سياست استراتژيک استراليا (ASPI): تقاطع دادههاي علمي و اقتصادِ سياسيِ دفاعي

مؤسسه ASPI يک انديشکده (Think Tank) مستقر در کانبرا است که به صورت تخصصي بر سياستهاي دفاعي، امنيت سايبري، فناوريهاي نوظهور و رقابتهاي استراتژيک جهاني تمرکز دارد. با اين حال، ارزيابي اعتبار اين مؤسسه نيازمند تفکيک ميان «دادههاي خام آماري» و «روايتسازي ژئوپليتيکي» است.

 

1.1. ساختار تأمين مالي و شائبه سوگيري نظاممند

مؤسسه ASPI همواره خود را نهادي «مستقل و غيرحزبي» معرفي ميکند که هدف آن ارائه مشاورههاي تخصصي و کارشناسي به رهبران استراتژيک و دفاعي استراليا و جهان غرب است و مدعي است که در قضاوتهاي ويراستاري و محتواي پژوهشي استقلال کامل دارد.

اما بررسي گزارشهاي مالي سالانه و اسناد منتشر شده از اين مؤسسه، تصوير بسيار پيچيدهتري از شبکهاي از منافع نظامي-صنعتي را نمايان ميسازد. بخش عمدهاي از بودجه پايه اين مؤسسه (در بازههاي مالي اخير نظير 2020-2021 با درآمد بالغ بر 10.6 ميليون دلار) مستقيماً توسط وزارت دفاع استراليا (حدود 37.5 درصد) و ساير آژانسهاي فدرال (24.5 درصد) تأمين ميشود. همچنين در سال 2021، اين مؤسسه يک کمکهزينه 5 ميليون دلاري اضافي از وزارت دفاع استراليا براي تأسيس دفتر خود در واشنگتن ديسي دريافت کرد.

مسئله بحثبرانگيزتر در محافل انتقادي، رشد چشمگير کمکهاي مالي از سوي نهادهاي دولتي ايالات متحده و توليدکنندگان غولپيکر تسليحات است.

بر اساس اسناد مالي و بررسيهاي پارلماني استراليا (از جمله انتقادات سناتور کيم کار)، در بازه زماني سالهاي 2019 تا 2020، بودجه دريافتي اين مؤسسه از سوي دولت ايالات متحده، به ويژه از مجاري نظير «مرکز تعامل جهاني» (Global Engagement Center) وابسته به وزارت خارجه آمريکا، رشد خيرهکننده 367 درصدي داشته و به رقم 1.36 ميليون دلار رسيده است.

علاوه بر اين، غولهاي صنعت تسليحات و پيمانکاران نظامي چندمليتي نظير شرکتهاي لاکهيد مارتين (Lockheed Martin)، بوئينگ (Boeing) و ريتيان (Raytheon) نيز از حاميان مالي شناختهشده اين انديشکده هستند.

دادههاي خامي که پروژه «ردياب فناوريهاي حياتي» (Critical Technology Tracker) بر آن استوار است، از پايگاههاي داده معتبر، متنباز و آکادميک در سطح جهاني استخراج شده و با فرمولهاي استاندارد علمسنجي (Scientometrics) پردازش ميشوند.

به عبارت ديگر، جهتگيري سياسي مؤسسه يا منابع مالي آن نميتواند آمار خام مقالات داوريشده در ژورنالهاي معتبر بينالمللي، ارجاعات علمي پژوهشگران در سراسر جهان و ضريب نفوذ اين مقالات را جعل کند.

آنچه اين مؤسسه انجام ميدهد، جمعآوري، پردازش و تفسير اين دادههاي کلان (Big Data) براي ترسيم نقشه قدرت آينده است. بنابراين، دادههاي رتبهبندي اين گزارش از منظر آکادميک و آماري معتبر و قابل استناد هستند، مشروط بر آنکه روششناسي محاسبه آنها به درستي درک و تفسير شود.

 

2. کالبدشکافي روششناسي (Methodology): اين رتبهبندي دقيقاً چه چيزي را ميسنجد؟

براي درک معناي جايگاه چهارم ايران، بايد به مکانيزم دقيق و منطق حاکم بر اين محاسبه نگاه کرد.

 

2.1. تمرکز بر «پژوهشهاي با تأثير بالا» به عنوان شاخص پيشرو

پروژه ردياب فناوريهاي حياتي ASPI، که ابتدا در 1 مارس 2023 راهاندازي شد و سپس در اوت 2024 با يک ارتقاي چشمگير، دادههاي آن به يک بازه 21 ساله (از 2003 تا 2023 و با بهروزرسانيهاي جديد تا 2025) بسط يافت، 64 تا 74 فناوري حياتي را در حوزههاي کليدي نظير دفاع، فضا، انرژي، محيط زيست، هوش مصنوعي، بيوتکنولوژي، رباتيک، سايبري، محاسبات کوانتومي و مواد پيشرفته رصد ميکند.

اين ردياب، کشورها را براساس تعداد هواپيماهاي توليد شده در کارخانهها، خطوط مونتاژ، سهم بازار صادرات يا تعداد ثبت اختراعات تجاري (Patents) رتبهبندي نميکند. در عوض، اين رتبهبندي منحصراً و به صورت تخصصي بر پايه سنجش «پژوهشهاي آکادميک با تأثير بالا» (High-impact research) استوار است.

مؤسسه ASPI به جاي شمارش فلهاي تمام مقالات منتشر شده، به طور خاص بر 10 درصدِ برترِ مقالاتي که بيشترين ميزان استناد (Citation) را توسط ساير دانشمندان در سطح جهاني دريافت کردهاند، تمرکز ميکند. منطق معرفتشناختي نهفته در اين روششناسي آن است که مقالاتي که بيشترين ارجاع را دريافت ميکنند، پايههاي تئوريک، الگوريتمهاي بنيادين و علوم پايه مهندسي در کل چرخه حيات يک فناوري را شکل ميدهند.

اين پژوهشهاي جريانساز، همان دانشي هستند که به احتمال قوي در سالهاي آينده به نوآوريهاي ملموس، ثبت اختراع، و پيشرفتهاي عظيم در قابليتهاي اطلاعاتي، نظامي و صنعتي منجر خواهند شد. در حقيقت، اين رتبهبندي يک «شاخص پيشرو» (Leading Indicator) براي پيشبيني برتري فناورانه و توانمنديهاي کشورها در دهههاي آينده است.

 

2.2. شاخص هرش (H-Index) و تخصيص کسري اعتبار (Fractional Allocation)

براي اطمينان از دقت و جلوگيري از انحرافات آماري، اين ردياب علاوه بر شمارش سهم درصدي مقالات با تأثير بالا، از شاخص هرش (H-Index) براي سنجش همزمان کميت و کيفيت پژوهشها بهره ميبرد.

شاخص هرش در اين سطح تضمين ميکند که يک کشور يا نهاد تحقيقاتي، تنها با توليد انبوه مقالات کمارزش و بيکيفيت، يا برعکس، با داشتن تنها يک يا دو مقاله بسيار پرارجاع (که ممکن است استثنا باشند)، در رتبههاي بالا قرار نگيرد؛ بلکه کسب رتبه بالا نيازمند توليد مستمر، مداوم و سيستماتيکِ علمِ باکيفيت و تأثيرگذار است.

همچنين، يکي از چالشهاي مهم در علمسنجي مدرن، نحوه محاسبه امتياز مقالاتي است که به صورت مشترک ميان پژوهشگران کشورهاي مختلف (مثلاً ايران، چين و کانادا) نوشته شدهاند. ASPI براي جلوگيري از سوگيري و دوگانهشماري، از روش تخصيص کسري اعتبار (Fractional Allocation) استفاده ميکند.

بدين معنا که اعتبار هر مقاله به صورت کسري و کاملاً عادلانه بين تمام نويسندگان، نهادهاي دانشگاهي متبوع و کشورهاي مستقر در آنها تقسيم ميشود. اين روششناسي دقيق ثابت ميکند که جايگاه ايران در اين رتبهبندي، صرفاً حاصل همنويسندگيِ حاشيهاي با دانشمندان ساير کشورها نيست، بلکه نتيجه يک کار علمي عميق و شبکهاي از پژوهشگران داخلي است که سهم بسزايي در توليد خالص اين علم داشتهاند.

 

2.3. مفهوم خطر انحصار فناوري (TMR)

يکي ديگر از مفاهيم کليدي معرفي شده در روششناسي اين مؤسسه، شاخص خطر انحصار فناوري (Technology Monopoly Risk - TMR) است. اين شاخص که با سيستم چراغ راهنمايي (بالا، متوسط، پايين) طبقهبندي ميشود، خطر قبضه شدن يک فناوري حياتي توسط يک کشور واحد را ميسنجد.

يک فناوري در صورتي در دسته «خطر بالا» قرار ميگيرد که کشور پيشرو حداقل 8 مورد از 10 مؤسسه برتر تحقيقاتي جهان در آن حوزه را در اختيار داشته باشد و سهم توليد علم آن حداقل سه برابر بيشتر از کشور دوم باشد. چنانکه در ادامه بررسي خواهد شد، فناوري موتورهاي پيشرفته هواپيما در رده فناوريهاي با خطر انحصار بالا طبقهبندي شده است.

 

3. تحليل کلان: چرخش ژئوپليتيک علم و توزيع نامتقارن قدرت

پيش از بررسي دقيق جايگاه ايران، بايد تصوير کلان تغييرات جهاني در توليد علم را بر اساس دادههاي 21 ساله ASPI درک کرد. اين دادهها از يک زلزله خاموش اما عظيم در موازنه قدرت علمي خبر ميدهند.

بر اساس نتايج بهدستآمده، هژموني علمي و تکنولوژيک ايالات متحده آمريکا که براي دههها بلامنازع به نظر ميرسيد، دچار فرسايش شديد شده است. دادههاي مربوط به پنج سال نخست اين ردياب (2003 تا 2007) نشان ميدهد که ايالات متحده در آن زمان در 60 فناوري از مجموع 64 فناوري حياتي پيشرو مطلق جهان بوده است.

اما در پنج سال اخير (2019 تا 2023)، چين با يک جهش استثنايي و سرمايهگذاري عظيم، جايگاه نخست را در 57 مورد از 64 فناوري به دست آورده است و آمريکا تنها در 7 فناوري (از جمله محاسبات کوانتومي، هوش مصنوعي پردازش زبان طبيعي و واکسنها) پيشتاز مانده است.

البته در برخي روشهاي تجميع دادهها، اگر کشورهاي عضو اتحاديه اروپا (EU) به عنوان يک بلوک واحد در نظر گرفته شوند، اتحاديه اروپا جايگاه دوم يا سوم را در اکثر فناوريها به خود اختصاص ميدهد و در مواردي نظير حسگرهاي نيروي گرانشي و ماهوارههاي کوچک به رتبه نخست دست مييابد.

با اين وجود، در سطح کشور-دولتهاي مستقل، انتقال مرکز ثقل علمي جهان به منطقه هندواقيانوسيه (Indo-Pacific) قطعي است. در اين ميان، صعود کشور هند بسيار چشمگير است؛ هند توانسته است با کنار زدن قدرتهاي اروپايي، در 45 تا 50 فناوري در جمع 5 کشور برتر جهان قرار گيرد و در حوزههايي نظير توليدات بيولوژيک جايگاه دوم را کسب کند. در چنين ساختار به شدت رقابتي و نامتقارني است که بايد جايگاه چهارم ايران را ارزيابي کرد.

 

4. کالبدشکافي جايگاه چهارم ايران در «موتورهاي پيشرفته هواپيما و مافوق صوت»

بررسي اختصاصي شاخه «موتورهاي پيشرفته هواپيما (شامل فناوريهاي هايپرسونيک)» نشاندهنده يک تمرکز شديد و توزيع به شدت نامتقارن از توليد علم باکيفيت است. رتبهبندي کشورها در توليد مقالاتِ با تأثير بالا در اين حوزه به شرح زير است:

 

4.1. تحليل معنايي رتبه چهارم: ارزش اپيستمولوژيک و تئوريک

با توجه به جدول فوق، رتبه چهارم ايران چه معنايي دارد؟ از منظر آماري، اگرچه فاصله درصدي سهم ايران با سهم خيرهکننده بيش از 60 درصدي چين بسيار زياد است، اما ايستادن در جايگاه چهارم و پيشي گرفتن از امپراتوريهاي صنعتي نظير ژاپن، بريتانيا، آلمان و ايتاليا يک دستاورد بنيادين است.

ارزش اين رتبهبندي در اثبات اين واقعيت است که ايران دانش تئوريک، توانايي شبيهسازي رايانهاي، الگوريتمنويسي پيشرفته، مدلسازي ديناميک سيالات محاسباتي (CFD)، انتقال حرارت در شرايط بحراني و متالورژي سوپرآلياژهاي لازم براي طراحي موتورهاي پيشرفته را در بالاترين سطوح جهاني در اختيار دارد.

گزارش ASPI نشان ميدهد که نهادهايي نظير دانشگاه تهران (رتبه دهم جهاني در شاخص H-Index در برخي حوزههاي مرتبط) و پژوهشگاه علوم و فنون هستهاي (رتبه هفدهم در مقالات با استناد بالاي مرتبط با مواد پيشرفته و هستهاي) عملکردي همتراز با برترين مؤسسات غربي داشتهاند.

همچنين، اساتيد و پژوهشگران دانشگاه صنعتي شريف، دانشگاه صنعتي اميرکبير و دانشگاه علم و صنعت ايران نقشي محوري در مدلسازي ديناميک سيستمها، شبيهسازي عملکرد موتورهاي توربين گاز هوايي و توسعه سامانههاي کنترل فعال سوخت موتور (FCU و ECU) ايفا کردهاند. اين دانشگاهها به مثابه دپارتمانهاي تحقيق و توسعه (R-D) پنهان و قدرتمند براي صنايع هوافضاي کشور عمل ميکنند.

 

5. از مقالات تا واقعيتهاي ميداني: چرا هواپيماي مسافربري نميسازيم؟

اما اينجا يک پرسش مطرح است: اگر از بريتانيا و ژاپن در دانش موتور جلوتر هستيم، چرا خط توليد هواپيماي مسافربري مدرن نداريم؟

پاسخ در ماهيت فرآيند تجاريسازي (Commercialization) نهفته است. توليد يک هواپيماي مسافربري پهنپيکر نظير بوئينگ يا ايرباس، صرفاً يک چالش علمي نيست؛ بلکه مستلزم يک زنجيره تأمين مالي و لجستيکي بينالمللي شامل هزاران قطعه استاندارد از دهها کشور، دسترسي به بازارهاي مالي جهاني، توجيه اقتصادي در مقياس توليد انبوه، و مهمتر از همه، اخذ گواهينامههاي ايمني و پروازي از نهادهايي نظير سازمان هوانوردي فدرال آمريکا (FAA) يا آژانس ايمني هوانوردي اروپا (EASA) است. در شرايط اعمال جامعترين رژيم تحريمهاي تاريخ، تکميل اين زنجيره غيرنظامي و تجاري براي ايران سخت است.

با اين حال، اين انسداد به معناي هدررفت دانش نيست. بستر استراتژيک ايران با يک تصميمگيري هدفمند، اين فوران دانش مهندسي را به سمت «صنايع نظامي، بازدارندگي نامتقارن و هوافضاي دفاعي» هدايت کرده است. نمودهاي عيني ترجمه اين علم به صنعت در بخشهاي زير متبلور شده است:

 

5.1. توسعه موتورهاي توربوجت و توربوفن: از اوج تا جهش-700

ايران استراتژي صنعتي خود را بر مهندسي معکوس و ارتقاء بومي موتورهاي استراتژيک متمرکز کرده است:

موتور ملي اوج (Owj): اين موتور توربوجت که در جنگنده سبک بومي کوثر مورد استفاده قرار ميگيرد، حاصل مهندسي معکوس و بهينهسازي موتور آمريکايي جنرال الکتريک J85 است. بوميسازي صددرصدي قطعات داغ اين موتور نيازمند تسلط بينقص بر فناوري ريختهگري سوپرآلياژها در خلأ و ماشينکاري فوقدقيق است که مقالات علمي محققان ايراني پشتوانه آن بوده است.

موتور توربوفن جهش-700 (Jahesh-700): رونمايي از اين موتور سبک و پيشرفته نقطه عطفي در تاريخ هوافضاي ايران بود. تحليلگران نظامي غربي شباهت معماري اين موتور را با خانواده موتورهاي توربوفن Williams FJ33/FJ44 که در پهپاد رادارگريز RQ-170 (شکار شده توسط ايران در سال 2011) استفاده شده بود، تأييد کردهاند.

جهش-700 داراي سيستم کنترل الکترونيکي ماژولار، قطعات ساخته شده از سوپرآلياژهاي نوين، و مصرف سوخت بسيار بهينه (حدود 13.77 گرم بر ثانيه براي توليد يک کيلووات توان) است که امکان پروازهاي بسيار طولانيمدت و ارتفاع بالا را براي پهپادهاي استراتژيک ايراني فراهم ميکند.

ويژگي موتور توربوفن جهش 700 اين است که اين موتور از ويژگي پرههاي تککريستال بهره ميبرد و ميتواند روي هواپيما با وزن 4 هزار کيلوگرم نصب شود.

همچنين مصرف سوخت اين موتور پايين است و قدرت تراست آن 700 کيلوگرم است. با بکارگيري اين موتور ارتفاع پروازي پهپادهاي ايران به 60 هزار پا خواهد رسيد.

 

5.2. ورود به باشگاه مافوق صوت (هايپرسونيک) و پيشرانههاي رمجت/اسکرمجت

يکي از بحثبرانگيزترين واژگان در عنوان گزارش ASPI، کلمه «هايپرسونيک» است. علم آئروديناميک در سرعتهاي بالاي 5 ماخ رفتار کاملاً متفاوتي از خود نشان ميدهد.

رونمايي ايران از موشک فتاح با قابليت مانور خيرهکننده در داخل و خارج جو، بازتاب عملي رتبه علمي ايران است. پيشرانههاي مافوق صوت (به ويژه تکنولوژيهاي مرتبط با اسکرمجت و رمجت) نيازمند آن هستند که هواي ورودي را به دليل سرعت سرسامآور موشک فشرده کرده و بدون نياز به کمپرسورهاي دوار، مخلوط سوخت را مشتعل کنند.

حفظ شرايط پايدار احتراق در کسري از ثانيه در جريان هواي مافوق صوت و همچنين مديريت فشارهاي ديناميکي خردکننده و دماي پلاسماگونه در لبههاي حمله موشک، چالشي است که حل آن در گرو همان مقالات پرارجاعِ مهندسي متالورژي، سراميکهاي پيشرفته و پوششهاي جاذب حرارت در دانشگاههاي برتر ايران بوده است.

 

6. بررسي جامع اکوسيستم فناوري ايران: فراتر از موتورهاي هوايي

گزارشهاي مستمر ASPI تصوير وسيعتري از توانمنديهاي ايران ارائه ميدهد که تأييدکننده يک معماري هوشمندانه در تخصيص منابع است. در ارزيابي جامع از ميان 64 تا 74 فناوري حياتي رصد شده، ايران در جايگاه کلي نهم تا يازدهم جهان ايستاده است که جايگاهي بالاتر از کشوري مانند فرانسه است. دادهها نشان ميدهند که ايران در 21 فناوري در جمع 10 کشور برتر و در 6 فناوري در جمع 5 کشور برتر جهان حضور دارد.

گزارش ASPI ايران را به عنوان يک «قدرت غيرمنتظره» (Unexpected Powerhouse) در اين سختافزارها معرفي ميکند.

 

6.1. استراتژي هدايت پژوهش: نقشه جامع علمي کشور

اين پيشرفت متمرکز در چند حوزه خاص تصادفي نيست. تحليلگران ASPI با بررسي اسناد بالادستي ايران متوجه شدهاند که اين مسير از پيش طراحي شده است. سند «نقشه جامع علمي کشور» که در سال 2011 منتشر شد، يک سلسلهمراتب صريح و سفتوسخت براي اولويتهاي پژوهشي تعيين کرد.

در اين سند، حوزههاي انرژي، هوافضا و فناوريهاي نانو و ميکرو به عنوان اولويتهاي درجه اول (Top Priorities) کشور تعيين شدند و منابع محدود پژوهشي به اين سمت سوق يافت. در مقابل، حوزههايي نظير محاسبات کوانتومي در اولويتهاي مياني يا پايينتر قرار گرفتند.

جايگاه چهارم ايران در فناوري «موتورهاي پيشرفته هواپيما» به معناي توانايي کشور در رقابت تجاري با شرکتهايي نظير رولز-رويس (Rolls-Royce) يا جنرال الکتريک (GE) در توليد انبوه موتورهاي مسافربري نيست. ارزش اين رتبه در تثبيت «حاکميت معرفتشناختي و مهندسي» است. اين رتبه نشان ميدهد که سختترين فرمولهاي آئروديناميک، متالورژيِ دما بالا و احتراق سوپراسونيک توسط شبکهاي از دانشمندان داخلي درک و بومي شده است.

ترجمه اين علم به عمل، به جاي تجلي در خطوط هوايي تجاري که در محاصره کامل تحريمهاي زنجيره تأمين قرار دارند، در قالب معماريِ بازدارندگي نامتقارن نظامي کشور نمايان شده است. بوميسازي موتورهاي توربوجت (اوج)، توربوفنهاي پيشرفته پهپادها (جهش-700)، تسلط بر فيزيک رمجت در سامانههاي مافوق صوت و پيشتازي در فناوريهاي مرتبط نظير نانومواد و پيشرانههاي مستقل از هوا (AIP) زيردريايي، همگي ميوههاي عملي همان مقالات علمي پرارجاعي هستند که ASPI رديابي کرده است.

در نهايت، قرار گرفتن ايران در رتبه چهارم موتورهاي هواپيما و رتبه يازدهم مجموع فناوريهاي حياتي جهان، نشاندهنده پيروزي يک الگوي «سرمايهگذاري نامتقارن علمي» بر محدوديتهاي ژئوپليتيکي است.

 

 

 

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.