پيروزي انقلاب اسلامي ايران اولين رويداد ورود به دوران ظهور (21)
عراق(2)
کشور عراق به لحاظ ويژگيهاي خاصي نظير حاکميت اقليت سني بر اکثريت شيعه و در حاشيه نگاه داشتن شيعيان و وجود کردهاي فيلي ايراني تبار که از قرابتهاي جغرافيايي، مذهبي، نژادي و زباني با ايرانيان برخوردار بودند، در زمره نظامهايي بود که نخستين بازتابهاي انقلاب اسلامي در آن بروز
يافت.
بايد ديد که انقلاب اسلامي ايران چه تأثيري بر کردهاي شيعه عراق داشته و در صورت تأثير، اين تأثيرگذاري از چه مسيرهايي صورت گرفته و ابعاد و موضوعات مهم اين تأثيرگذاري چه بودهاند و در نهايت اقدامات حکومت عراق براي ايجاد موانع تأثيرگذاري انقالب اسلامي در عراق چه پيامدهايي براي کردهاي فيلي در پي داشته است(مرادي مقدم و بصيرت منش، 1398: 2).
کرد فيلي
پس از دوره صفويه بهواسطه حکمراني واليان فيلي بر لرستان و ايلام، به ايالت و عشاير آن مناطق فيلي ميگفتند که از نظر لهجه به سه دسته لر، لک و کرد تقسيم ميشوند. لرها و لکها در لرستان و کردهاي فيلي در ايلام و مناطق شرقي عراق سکونت دارند. بخشي از کردهاي فيلي ساکن در شرق عراق پس از تحديد حدود مرزهاي ايران و عثماني در دوره صفويه، در آن سوي مرزهاي ايران قرار گرفتند و بخشي ديگر از تبار ايلات و عشاير استان ايلام و کرمانشاه ميباشند که در دوره قاجار و پهلوي به عراق مهاجرت کردهاند.(مرادي مقدم، 1385 :71). اکثريت جمعيّت کردهاي فيلي در بغداد و استانهاي مرزي ديالي، واسط و ميسان ساکن هستند.
رساله آمار مالي و نظامي ايران« در سال 1128 ق، طايفه فيلي را از ايرانيان قديم و به عنوان اولين فرقه ايراني الاصل که به هيچ طايفه ديگري مخلوط نشدهاند، معرفي ميکند. اين رساله در مورد جغرافياي زيست آنها آورده است که از خرمآباد تا سه منزلي بغداد و از آن سمت تا حويزه، ايلات آنها در کوه و صحرا ييلاق و قشلاق ميکردند(مستوفي، 1353 :406 و 407).
در دوره قاجار و پهلوي، درصد قابل توجهي از اتباع ايراني مقيم بينالنهرين را اکراد فيلي که از ساکنان منطقه پشتکوه بودند، تشکيل ميدادند(کوهستانينژاد، 1383 :30)؛ همچنين حاج محمود باباخانيان وکيل کردهاي فيلي در سال 1344 معتقد بود که آنها هشتاد درصد اتباع ايراني مقيم عراق را تشکيل ميدادند (استادوخ: 35-6/2-240-1245). آمار دقيقي از تعداد کردهاي فيلي ساکن عراق در دست نيست. برخي منابع، تعداد آنها را در حدود يک ميليون نفر ذکر کردهاند(جعفريان، 1386 :26؛ الوردي139: 644).
رسول جعفريان، کردهاي فيلي را »شاخههايي از عشاير کرد ايلام و کرمانشاه معرفي ميکند(جعفريان، 1386 : 27). عنوان کرد فيلي در ابتدا به مهاجرين پشتکوهي در عراق اطلاق ميشد، ولي بتدريج همه کردهاي شيعه عراق چه آنهايي که از ساکنان مناطق شرقي عراق و چه آنهايي که از ايالت شيعه کرمانشاه بودند به عنوان کرد فيلي شناخته شدند. به عبارتي، هم اينک در عراق همه کردهاي شيعه را کرد فيلي ميگويند، به گونهاي که عنوان فيلي و کرد شيعه در عراق، وحدت مفهومي يافته و اين دو واژه به جاي هم استعمال ميشوند.
کردهاي فيلي ساکن عراق از نظر تابعيّت به دو دسته تقسيم ميشدند؛ يا به تابعيت کشور عراق درآمده يا همچنان بر تابعيت ايراني خود باقي مانده بودند(استادوخ35-6/2-240-1245). از اين جهت، علي طاهر الحمود کردهاي فيلي را به عنوان يک اقليت دو رگه معرفي ميکند و تأکيد دارد عبارت کرد فيلي، عموماً براي کردهاي فيلي شيعه به کار برده ميشود که ايراني الاصل هستند و همچنين به تبعيه نيز شناخته ميشوند(الحمود، 1397 :174)
به طور کلي حزب بعث، کردهاي فيلي شيعه را نه تنها ايرانيتبار، بلکه آنها را بخشي از قوم فارس ميدانست؛ از اين رو اولين قومي بودند که در عراق از سوي حزب بعث به حاشيه رانده شدند. در اين راستا حسن العلوي از مسئولان مهم مطبوعاتي و فرهنگي رژيم بعث به صراحت ميگويد که کردهاي شيعه، ايراني به حساب ميآيند. همچنين سليم طاها تکريتي استاد چپگراي عراق معتقد بود فيليه، اساساً از نژاد فارس هستند(العلوي، 1390 :94)
نگاه حزب بعث به کردهاي فيلي کاملاً متأثر از نگاه ناسيوناليستهاي عرب به ايرانيان بود که آنها را مجوس، اجنبي، دشمن عرب و ماندن آنها را در عراق، خطري براي ناسيوناليسم عربي ميدانستند.
با اين ذهنيتها و پيشداوريها، پيروزي انقلاب اسلامي و به دنبال آن جنگ ايران و عراق موجب شد که کردهاي فيلي بيش از پيش متأثر از روابط ايران و عراق شوند.
منابع:
مرادي مقدم، مراد و بصيرت منش، حميد(1398) تأثير انقلاب اسلامي ايران بر کردهاي فيلي شيعه عراق، پژوهشنامه انقلاب اسلامي، فصلنامه علمي- پژوهشي، سال نهم: شماره 31 ، تابستان 13، ص1-19
مرادي مقدم، مراد(1385) تاريخ سياسي و اجتماعي پشتکوه در دوران واليان فيلي، فصلنامه مطالعات ملي بهار شماره 25
مستوفي محمد حسين(1353) آمار مالي و نظامي ايران در 1128 يا تفصيل عساكر فيروزي مآثر شاه سلطان حسين صفوي، به كوشش محمد تقي دانش پژوه، فرهنگ ايران ،جلد 20
کوهستاني نژاد، مسعود(1383) روابط ايران و عراق در نيمه نخست سده بيستم(از ابتدا تا شناسايي عراق توسط ايران 1307 ش / 1929)، فصلنامه تاريخ روابط خارجي، شماره 19
Office of documents and history of diplomacy in Ministry of foreign affairs (ASTADOKH). Document No. 1245-24-2/6-35
جعفريان، رسول(1386) تشيع در عراق، مرجعيت و ايران، تهران: موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران
الوردي، علي(1391) تاريخ عراق: ديدگاههاي اجتماعي از تاريخ عراق معاصر، شرکت چاپ و نشر بينالملل
الحمود، علي طاهر(1397) اخگر گداخته حکومت: تجربه دولت سازي شيعيان در عراق پساصدام، مترجم سيد حسين مرکبي، نشر آرما
علوي، حسن(1376) شيعه و حکومت در عراق، مترجم: محمدنبي ابراهيمي، تهران، نشر شرکت انتشارات سوره مهر
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.