«عليرضا شريفي يزدي» جامعهشناس و روانشناس اجتماعي در واکنش به خبري مبني بر اينکه در تهران از هر دو ازدواج يک مورد به طلاق ميانجامد، گفت: عوامل ايجاد کننده پديده طلاق در کشور يکسان نيست و نميتوان با يک تحليل ساده همه عوامل موضوع طلاق در کشور را مورد مطالعه قرار داد.
آنچه که مسلم است در تحليل پديده طلاق حتما بايد به قشربندي اجتماعي توجه کنيم. بر اساس مطالعاتي که در داخل کشور انجام شده از هر دو ازدواج در تهران، يک مورد به طلاق منجر ميشود و اين آمار متعلق به مناطق مرفه و بالاي شهر تهران مانند مناطق يک و سه است.
وي ادامه داد: اين تحقيقات مطالعاتي در مناطق مرفهنشين تهران، جهانشهر و عظيميه کرج انجام شده که آمارشان نزديک به هم است. بر اساس اين تحقيقات اگر بخواهيم به صورت قشربندي اجتماعي اين پديده را تحليل کنيم بايد بگوييم در بين لايههاي بالاي جامعه به اصطلاح طبقه فرادست جامعه ايران، مقوله طلاق عمدتا به سبک زندگي باز ميگردد که افراد يک سبک زندگي خاص را براي خود تعريف ميکنند که به راحتي قابل پيش بيني است که اين سبک زندگي در نهايت منتج به طلاق خواهد شد يا در بين اين طبقه بيشتر مساله طلاق صورت ميگيرد و عمدتا طلاقها در بين گروههايي از جامعه رخ ميدهد.
وي فزود: دختران طبقه متوسط به اميد زندگي بهتر اقتصادي، دسترسي به امکانات بيشتر، سفر خارج، خانه بزرگتر، موقعيت بهتر، ماشين بهتر و بر اساس يک سري قاعدهها با پسرهايي که از خانوادههاي متمول و پولدار هستند، ازدواج ميکنند و متاسفانه آيتمهاي ديگري که براي يک ازدواج پايدار وجود دارد را در نظر نميگيرند.
وي تصريح کرد: برخي دختران وقتي پسري از يک خانواده پولدار پيدا ميشود، از طريق دوستي با او ازدواج ميکنند، اما مسئله اينجاست اين دختران، رفتارهاي غلطي که در دوران دوستي و نامزدي ميبينند به دليل دستيابي به امکانات اقتصادي و موقعيت اجتماعي بالاتر ناديده ميگيرند به اين اميد که اين چالشها پس از ازدواج درست ميشود، اما وقتي ميبينند موفق نميشوند و شرايط آن گونه که اميدوار بودند، پيش نميرود و بعد از مدتي هم آن جذابيتها و نيتهاي اقتصادي و اجتماعي رنگ ميبازد، زندگيشان به سمت طلاق و جدايي ميرود که متأسفانه گاهي فرزندي هم در اين وسط وجود دارد که آسيبهاي خاص خودش را دارد.
برخي پسران به دنبال دختراني با خانوادههاي پولدار ميگردند
اين جامعهشناس با تاکيد بر اينکه معکوس اين قضيه کمتر است، اما وجود دارد، گفت: پسراني هم هستند که به دنبال خانوادههاي پولدار ميگردند تا با دخترخانمهايي ازدواج کنند که پدرشان امکانات مالي خوبي دارد، اما بعد از مدتي ميبينيم که در آن فضا هضم نميشود و ديگر نميتواند نيازهاي خانم را با استانداردهايي که پدرش برايش در نظر گرفته پاسخ دهد و موجب اختلاف و درگيري ميشود که طبيعتاً اين زندگي به سمت طلاق کشيده ميشود.
شريفي يزدي در ادامه گفت: وقتي اين سبک ازدواجها اتفاق ميافتد، نتيجهاش اين ميشود که بعد از مدتي جذابيتهاي محيطي براي فرد کنار ميرود و ديگر او نيازمند مهر و محبت از طرف همسر ميشود، اما، چون آن را دريافت نميکند، ازدواج به سمت طلاق عاطفي و طلاق جنسي کشيده ميشود؛ برخي به خاطر امکانات اقتصادي و موقعيت اجتماعي اين فضا را پذيرا ميشوند و ميمانند و برخي به سمت طلاق ميروند، يعني برخي در طلاق عاطفي گير ميکنند و عدهاي به سمت طلاق رسمي ميروند.
چه افرادي به منطقه 1 تهران مهاجرت کردهاند؟
وي افزود: طي سه دهه اخير به دليل فضاي رانتي که در کشور وجود داشته است، بخشي از افراد در مناطق يک و مرفه تهران حضور يافتهاند که وابستگيها يا ارتباطاتي با افراد صاحب نفوذ دارند و جايگاهي براي خود کسب کردهاند. در واقع اينها مهاجرين منطقه يک هستند و عمدتا هم اينگونه نبوده که گذشتگان آنها افراد پولداري باشند، بلکه به خاطر زد و بندهايي يک شبه پولدار شدهاند. اينها چندان اجازه طلاق رسمي را شايد به فرزندانشان نميدهند و آن هم يک بحثي از طلاق است. يعني ما وقتي ميگوييم از دو ازدواجي که به طلاق منجر ميشود، صرفاً منظور طلاق رسمي است و اگر طلاق عاطفي را در نظر بگيريم آمار بسيار متفاوت خواهد بود.
وي اظهار داشت: يکي ديگر از عواملي که در بين اين قشر از جامعه زياد است، متأسفانه معاشرتهاي نامتعارف و غيراخلاقي است که بعد از ازدواج به سان قبل از ازدواج ادامه دارد؛ يعني پارتيهاي مختلف، استخر پارتي، دنسهاي شبانه، استفاده از مواد روانگردان و مواد مخدر، استفاده بيحد و حصر از الکل و... همه اينها وقتي دست به دست هم ميدهد، موجبات طلاق را فراهم ميکند.
«پديده روابط موازي» از مهمترين عوامل طلاق
وي افزود: همچنين يکي از مهمترين عوامل طلاق پديده روابط موازي است. روابطي که حالا هر کدام از طرفين به دليل اينکه به اندازه کافي مورد توجه طرف مقابل نيست يا در زمان ازدواج به شيوه زندگي قبلي فرد، دقت نکردهاند، وجود دارد. متأسفانه اين هم يکي از مواردي است که بسيار سريع فاش ميشود و زمينه اختلافات سنگين و سپس طلاق را فراهم ميکند.
اين جامعهشناس تصريح کرد: در اين ميان برخي خانمهاي طبقه مياندست جامعه که با يک آدمي از طبقه فرادست جامعه ازدواج ميکنند، بسيار سريع علاقه دارند که فرزندآوري داشته باشند، به خاطر اينکه بنيانهاي خانواده را قوي کنند و از نظر اقتصادي اين نوه يک کانالي براي جذب سرمايه افرادي است مانند پدربزرگ و مادربزرگ و يا هر کس ديگري که فرزند متمولي را داشته باشد. معمولا در سالهاي اول، دوم و سوم ازدواج به خصوص در طبقه بالاي جامعه، چندان گرايش به فرزندآوري در آقايان وجود ندارد، اما فردي که دليل اصلي ازدواج خود را مسائل اقتصادي قرار داده، علاقه به فرزندآوري دارد.
وي افزود: البته بايد اشاره کرد که اين روزها جوانها چندان زير بار اينکه خانوادهها برايشان تعيين کنند که حتماً از يک قشر مرفه ديگر همسطح خودشان همسرگزيني داشته باشند، نميروند. در ازدواج قشر مرفه معمولاً مطالعات اکتشافي ميگويد زوجين سه سال يا پس از آن داراي فرزند ميشوند و بيشتر علاقهمند به تک فرزند هستند نه اينکه فرزند نداشته باشند.
افزايش ازدواج سفيد در کلانشهرها از سال 97 به بعد
شريفي يزدي در خصوص عوامل گريش جوانان به ازدواج سفيد گفت: اگر به تجربه فردي استناد کنم بهطور متوسط از هر 50 پرونده زوجين که مراجعه ميکنند، متأسفانه يک يا دو مورد از آنها در تهران ازدواجشان، ازدواج سفيد است. آمارها حاکي از افزايش پديده ازدواج سفيد در کلان شهرهايي مانند تهران دارد که به سرعت رشد کرده به خصوص از سال 97 به بعد، ميزان آن در کشور به ويژه در کلانشهرها افزايش يافته است.
دختران اميدوارند ازدواج سفيد به دائم تبديل شود؛ اما در بيشتر موارد نميشود
وي با بيان اينکه اصليترين عامل گرايش جوانان به پديده ازدواج سفيد مسئله اقتصاد است، گفت: در کنار آن عوامل ديگري هم وجود دارد از جمله مسئوليتناپذيري مردها، مهريههاي سنگين، هزينههاي سنگين ازدواج، خواستگاري و مراسم عروسي. دليل اصلي خانمها براي ورود به ازدواج سفيد عمدتا اين است که به اميد اين هستند که پس از مدتي ازدواج سفيد به يک ازدواج دائم تبديل شود که در اکثر موارد متأسفانه اينگونه نميشود.
تفاوت ازدواج سفيد در ايران و کشورهاي غربي!
وي تصريح کرد: دليل اصلي مردان هم براي ازدواج سفيد اين است که زير بار تعهداتي که به لحاظ قانوني و عرفي تحميل ميشود، نروند و در عين حال يک زندگي باثبات داشته باشند. اين روزها به دليل اينکه در تهران زندگيهاي تک نفره بسيار باب شده است، چه آنهايي که از خانوادهها جدا ميشوند و چه آنهايي که از شهرستان براي تحصيل، کار يا هر انگيزه ديگري به تهران آمدهاند، تمايل دارند با يک پارتنر زندگي کنند، چون به تنهايي نميتوانند از پس زندگي بر بيايند.
اين روانشناس در خصوص آسيبهاي ازدواج سفيد گفت: استدلال اوليه ازدواج سفيد در کشورهاي غربي اين بود که همانطور که دوران نامزدي را سپري ميکنيم يک مدتي هم زير يک سقف با هم زندگي کنيم و ببينيم آيا روحيات و سبک زندگي با همديگر همخواني دارد که پس از آن زندگي مشترک را تشکيل دهيم. مطالعات در آنجا نشان داد که ازدواج سفيد هيچ تأثيري در قوام بخشي و کاهش خطر فروپاشي زندگي يا کاهش اختلافات بين زوجين ندارد و تنها حسني که ميتواند داشته باشد، اين است که در دوره ازدواج سفيد مرد بيشتر به همسرش توجه دارد تا در ازدواج رسمي.
دختران در ازدواج سفيد بيشتر از پسران ضرر ميکنند
وي در ادامه گفت: اين در حالي است که ازدواج سفيد در کشورهاي غربي از نظر قانوني به عنوان يک ازدواج مطرح ميشود؛ يعني اگر بتوانند اثبات کنند که با يکديگر زندگي ميکردند، قانون از دو طرف حمايت ميکند. در کشور ما به دليل اينکه اولا اين کار غيرقانوني است، امکان حمايت قانوني وجود ندارد. ثانيا غيرعرفي است يعني در جامعه ما به عنوان يک امر متعارف هنوز جا نيفتاده است و نتيجهاش اين ميشود که عمدتاً با شکست روبهرو ميشود و اگر خانمها در اين ميان دچار مشکل شوند، لطمههاي سنگين روحي، رواني، عاطفي، اجتماعي و اقتصادي ميبينند.
وي تصريح کرد: در ازدواج سفيد طبيعتاً خانمها به مراتب بيشتر از مردها ضرر ميکنند البته اينگونه نيست که مردها هيچ ضرري نميکنند، اما خانمها بسيار بيشتر ضرر ميکنند، چون فرصتها را از دست دادهاند و يک دلبستگيهايي به لحاظ عاطفي و اقتصادي پيدا کرده بودند.
شريفي يزدي تاکيد کرد: سبکهاي تشکيل خانواده در مغرب زمين متنوع است. ازدواج سفيد در کشورهاي غربي به رغم اينکه در جايي ثبت نميشود، اما قانون کاملاً حمايت ميکند. در کشورهاي غربي دو نفر براي يک مدت کوتاه يا بلند زير يک سقف با هم زندگي ميکنند حتي فرزندآوري دارند و برخي از آنها پس از اينکه صاحب چند فرزند شدند ازدواج خود را ثبت ميکنند.
وي با بيان اينکه در غرب حمايت قانوني از ازدواج سفيد وجود دارد و شناسنامه صادر ميشود، گفت: همچنين اگر قرار باشد، يکي از طرفين اقامه دعوا در دادگاه داشته باشد و بر اساس اسناد متقن بتواند اثبات کند که با يکديگر زندگي کردهاند قانون حقوق هر دو را بر اساس يک رابطه متعارف در نظر ميگيرد. اما در کشور ما عکس اين موضوع را داريم و اگر قانون بخواهد پيگيري کند و در جايي خبردار شود که دو نفر بدون هيچ ارتباط شرعي و قانوني با يکديگر زندگي ميکنند، ميتواند مورد پيگرد قرار گيرد.
منبع: ILNA
اظهار نظر 0
روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.