اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

از اخلاق انتخاباتي تا اخلاق عمومي

يکي از دغدغه‌هايي که همواره رهبر معظم انقلاب اسلامي درباره انتخابات‌ها طرح مي‌کنند، مساله رعايت اخلاق انتخاباتي است. به واقع بي‌اخلاقي‌ها در سطح نامزدها خلاف مصالح و منافع ملي عمل مي‌کند و در نهايت منجر به دل‌زدگي از کليت نظام يا شکل‌گيري يک دولت ضعيف با مشارکت پايين مي‌شود.

از اخلاق انتخاباتي تا اخلاق عمومي

طبيعتا ذات انتخابات، رقابت، چنددستگي و اموري از اين دست است اما در هم آميختن اين رقابت‌ها با اخلاق موضوع مهمي است که هميشه به عنوان يک پرسش نزد کارشناسان مطرح بوده است.

درباره اخلاق انتخاباتي روزنامه وطن امروز با حجت‌الاسلام‌والمسلمين دکتر علي ذوعلم، رئيس انديشگاه بيانيه گام دوم مؤسسه تنظيم و نشر آثار رهبر معظم انقلاب و عضو هيات علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي به گفت‌وگو پرداخته که در ادامه مي خوانيد.

ناظر به اخلاق انتخاباتي،ابتدا مولفه‌هاي اخلاق انتخاباتي را متناسب با مباني نظري انقلاب اسلامي و سپهر سياسي جمهوري اسلامي ترسيم کنيد.

اخلاق انتخاباتي بخشي از اخلاق سياسي است يعني در سپهر سياست اسلامي و تدبير امور جامعه، يکي از مولفه‌ها ابتناي کسب قدرت اجرايي بر راي مردم در چارچوب انتخابات است و رعايت اخلاق آن و شاخص‌هاي اخلاقي آن، بخشي از اخلاق سياسي را شکل مي‌دهد. از منظر فلسفه سياسي اسلام، اساسا سياست منهاي اخلاق مشروعيتي ندارد؛ يعني اگر قدرتي خارج از چارچوب اخلاق شکل بگيرد، در برخي موارد مانند مال نامشروعي است که کسي به دست آورده و در نگاه اسلام اين مال نامشروع يا مسؤوليت نامشروع محکوم به زوال است نه اينکه بتواند براي فرد راهگشا باشد و زمينه سعادت او را مهيا
کند.

در حالي که اساسا آرمان زيست اسلامي ما کسب سعادت است، هم در عرصه‌هاي اقتصادي، هم در عرصه‌هاي سياسي و... اما متأسفانه غلبه فرهنگ رسانه‌اي امروزي که در جهان سيطره يافته، باعث شده در برخي موارد ـ بهتر است بگوييم در عموم موارد ـ با نقض شاخصه‌هاي اخلاقي درهم‌آميخته شده و اساسا تعيين بعضي اهداف بدون عبور از مرزهاي اخلاقي مقدور نيست.

اين متأسفانه يک آسيب عميقي است که به‌رغم تلاش حضرت امام خميني(ره) و رهبر معظم انقلاب، در راستاي بازخواني اين نگاه ديني درست و عميق نسبت به قضيه سياست و قدرت، آن فرهنگ غالبي که امروز شکل گرفته، همواره مقاومت مي‌کند. متأسفانه گاهي براي کساني که خود را در معرض انتخاب جامعه قرار داده و کانديدا مي‌شوند، امر مشتبه مي‌شود؛ به گونه‌اي که در فضايي غبارآلود، قدرت تشخيص خود را از دست مي‌دهند.

ما برخي افراد را ديده‌ايم که به لحاظ شخصي انسان‌هاي مقيد و منضبطي در اخلاق هستند اما وقتي به عرصه سياست وارد مي‌شوند، به نوعي عنان از کف مي‌دهند، لذا «خودمديريتي» در عرصه سياست و «خودپايي»، حرف اول را مي‌زند. اگر ما اين دوستان را به اين موضوع توجه دهيم که به دست آوردن منصب رياست‌جمهوري با زير پا گذاشتن حدود اخلاقي، منجر به نقض غرض خواهد شد و ما را به آن اهداف عالي نخواهد رساند و توجه دهيم اين رقابت‌ها، رقابت‌هايي است که در سطح مياني زيست سياسي ما داراي ارزش بوده و در يک سطح عالي، ابزار و زمينه‌اي براي خدمت به جامعه و پيشبرد اهداف ديني است، اگر اين توجه مبتني بر يک خودسازي عميق سياسي و اخلاقي باشد، مي‌توان اميدوار بود توصيه به رعايت اخلاق انتخاباتي واقعا موثر باشد.

البته اين تذکرها در رسانه‌ها و گفت‌وگوها مي‌تواند اين توجه را تأمين و فراهم کند اما آنچه تجربه شخصي خود بنده است و طي اين چند دهه پس از انقلاب و در دوره‌هاي مختلف مشاهده کرده‌ام، بسيار بسيار کم هستند کساني که بتوانند اين ضوابط را رعايت کنند.

البته گاهي اين ضوابط اخلاقي جنبه ضرورت و وجوب پيدا کرده و اين امر بسيار مهم‌تري است. براي نمونه تصور کنيد پرهيز از تهمت زدن به ديگران، يا پرهيز از تخريب چهره رقيب، يا رعايت انصاف در ارزيابي ديدگاه‌ها، عملکردها و مواضع سياسي رقبا؛ حقيقتا رعايت نکردن اين موارد منجر به بهتان و غيبت و ديگر عناوين حرامي مي‌شود که در متون ديني ما بشدت نهي شده است.

عملي که منجر به حرمت‌شکني يک مومن شود گناه کبيره شمرده‌ شده و کار سنگيني است. متأسفانه ما گاهي در انتخابات‌ مي‌بينيم براي افراد همه چيز مباح تلقي مي‌شود و از توجيه روش توسط هدف و اينکه براي دستيابي به يک هدف از هر روشي مي‌شود استفاده کرد برخي نامزدها بهره مي‌گيرند. اين گمان و برخورد در رفتار برخي کاملا به چشم مي‌خورد. به هر حال اميدواريم جامعه ما به هر ميزان جلو مي‌رود، بتواند در زمينه اخلاق سياسي و اخلاق انتخاباتي نيز به پيش برود و اين توجهات در عمل ميان نامزدها رعايت شود.

در منظر عمومي، سياست همواره همراه با بي‌اخلاقي است اما رهبران انقلاب اسلامي توانستند تحولي را در اين معنا از سياست به وجود آورند. به طور خاص در زمان معاصر نيز نوع سياست‌ورزي که ما از شهيد رئيسي ديديم، اين مساله را مجدد در اذهان تداعي کرد. ما يک گفتار صادقانه و به دور از بي‌اخلاقي را از ايشان شاهد بوديم، لذا مي‌توانيم انتظار داشته باشيم همان الگوي سياست‌ورزي مبتني بر اخلاق انقلاب اسلامي پس از ايشان با قوت بيشتري پيگيري شود. آيا به باور شما چنين امري اتفاق خواهد افتاد يا آنکه سياست مجدد به روند هميشگي خود باز خواهد گشت؟

بله! شما اشاره خيلي خوبي کرديد. اوايل انقلاب اين فرهنگ اخلاق سياسي اسلامي يک نقطه عطف به شمار مي‌آمد. بزرگاني همچون شهيد رجايي و شهيد بهشتي در راس بودند. در انتخابات مجلس و رياست جمهوري اين موضوع خيلي رعايت مي‌شد اما به تدريج همين فضاي فعلي حاکم بر سياست‌ورزي جهاني بر ما نيز مستولي شد و فاصله گرفتيم. البته کساني که در اين عرصه رقابت انتخاباتي وارد مي‌شوند به 2 عرصه بايد توجه داشته باشند. يک مساله به شخص خود نامزد بازمي‌گردد که در مباحث، اظهارات و مناظرات واقعا اصول انصاف، حرمت مومن، ادب گفتار و صدق را رعايت کند.

اين همان چيزي بود که ميان مناظرات، از شهيد رئيسي شاهد بوديم.

عرصه دوم اعمال بعد اخلاقي در مجموعه ستادها و کساني است که از طرف آنها سخني را مطرح مي‌کنند، البته اين عرصه دوم دشوارتر است. متأسفانه در گوشه و کنار برخي افراد با انگيزه‌هاي سياسي غيرصحيح وارد ستادها شده و آنها خارج از کنترل، ديد و اطلاع خود کانديدا حرف‌هايي زده، در محفل‌هايي چيزهايي را طرح مي‌کنند که خارج از اخلاق سياسي است. البته فرهنگ‌سازي عمومي براي اين مساله بسيار بسيار مهم است. اين تلقي در مردم که سياست در نظام جمهوري اسلامي آميخته با اخلاق است، يعني چيزي که در خود امام خميني(ره) مشاهده کردند منجر شده تا انتظارات مردم در زمينه اخلاق بالا برود، لذا بايد کانديداها، اخلاقي ظاهر شوند و جامعه نيز اين را غالبا تشخيص مي‌دهد.

نبايد گمان کنيم اگر در يک گفت‌وگو بي‌اخلاقي و دست برتري را در مقابل فرد رقيب براي خود ايجاد کنيم، جامعه نيز به اين عمل ما بها مي‌دهد و جذب کانديداي بي‌اخلاق مي‌شود.

در برخي دوره‌ها داوري جامعه اين بوده فلان کانديداي محترم اگرچه رأي نياورد اما اخلاقي عمل کرد. اين به مراتب ارزشمندتر است از آنکه کسي ‌نظر مردم را با بي‌اخلاقي جلب کند. رفتار برخي کانديداها متأسفانه جامعه را دچار شبهه مي‌کند و انتخاباتي غير اخلاقي را به نمايش مي‌گذارد.

اين مساله در بستر خود جامعه نيز تأثيرگذار است.

به هر صورت وقتي يک سطحي و لايه‌اي از جامعه رفتار غيراخلاقي از کانديداها مي‌بينند، رفتار خود را در عرصه عمومي توجيه مي‌کنند. متأسفانه اين تأثيرگذاري سوء نامزدها در عرصه جامعه موضوعي است که بايد به آن توجه داشته باشيم.

برجسته بودن اخلاق انتخاباتي را تا چه ميزان در افزايش مشارکت مردم موثر مي‌دانيد؟ از طرف ديگر اخلاق انتخاباتي آيا مي‌تواند به وضعيت بهبود نظام دموکراسي يا نظام حکمراني ما بينجامد؟

اشاره کردم اساسا جوهره سياست اسلامي، يک جوهره اخلاق‌مدار است، چراکه در نگاه اسلام کسب قدرت زمينه‌اي است براي ارتقاي جامعه و تأمين مولفه‌هاي سعادت در آن‌که بدون اين امر خود قدرت هيچ ارزشي نخواهد داشت.

کسب قدرتي که مبتني بر نيرنگ و نوعي اهداف غيراخلاقي باشد از نظر اسلامي کاملا مذموم و گناه کبيره است. اين امر بايد جدي مورد توجه قرار گيرد.

بخشي از مديريت رقابت‌هاي انتخاباتي که بتواند حداقلي از اخلاق را براي نامزدها الزامي کند، مي‌شود در قوانين طرح شود. اهرم‌ها و قالب‌هايي همچون شکل‌گيري هيات منصفه و بررسي قاطع، صريح و عادلانه زمينه‌اي مي‌شود براي رعايت اين امور حداقلي و اوليه. اشاره کردم خود رفتار متقابل کانديداها با يکديگر در جامعه فرهنگ‌سازي مي‌کند و تلقي جامعه نسبت به کليت نظام و حکمراني را شکل مي‌دهد.

بخشي از مردم با مشاهده اين بي‌اخلاقي‌ها ممکن است نسبت به اصل نظام دلسرد شوند و گمان کنند همه تنها به قدرت مي‌انديشند، لذا نوعي دلزدگي درباره شرکت در انتخابات ايجاد مي‌کند. اگر رفتارهاي غيراخلاقي کانديداها با يکديگر به چنين موضوعي منجر شود يک خطاي آشکار و گناه بزرگ است که شما جامعه را از مشارکت و همراهي با نظام باز داشته‌ايد. البته خوشبختانه ما در طول اين 46 ساله گذشته، در راس نظام که رهبري نظام است، رعايت اخلاق را در يک وضعيت حداکثري با يکديگر مشاهده کرده‌ايم و جامعه نيز به همين امر نگاه کرده و باور جامعه به نظام و اعتماد آن به حکمراني جمهوري اسلامي ايران، عمدتا ناشي از همين اخلاق‌مداري رهبران انقلاب، معنويت‌گرايي و... اينهاست.

نامزدهاي رياست‌جمهوري بايد بر اين سرمايه 46 ساله بيفزايند. اميدواريم اين گفت‌وگوها در شکل گرفتن اخلاق انتخاباتي موثر باشد. اين موضوع به ضبط نفس و نگهداري آن نياز دارد، اين نيز چيزي نيست که يک‌شبه به دست بيايد.

اگر کسي از کانديداها توانسته باشد با خودسازي عميق و ريشه‌دار نفس خود را مهار کرده باشد، مي‌تواند اخلاق انتخاباتي را نيز رعايت کند.

نمونه خوب اين قضيه آيت‌الله شهيد رئيسي است که از دوران نوجواني و جواني در مسير خودسازي قرار داشت و از همجواري و آموزه‌هاي شهيد بهشتي خود را ساخته بود. اين خودسازي وقتي شخص مي‌خواهد وارد معرکه انتخابات شود خود را نشان مي‌دهد. بايد نامزدها براي مردم نمونه و الگو باشند تا از آنها رعايت اخلاق را بياموزند. معناي «الناس علي دين ملوکهم» همين است. يعني بزرگان سياسي جامعه در رده‌هاي مختلف، در روش و منش خود به‌گونه‌اي باشند که مردم از آنها درس بگيرند و اخلاق‌مدار در حوزه عمومي وارد شوند.

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.