اظهار نظر 0

روزنامه به دیدگاه شما نیازمند است،از نظراتتون روی موضوعات پیشوازی خواهیم کرد.

  • برگزیده خوانندگان
  • همه
مرتب کردن بر اساس : قدیمی تر

ابر بحران ايران در 30 سال آينده

رئيس انجمن علمي سالمندشناسي و طب سالمندي ايران و رئيس مرکز تحقيقات سالمندي دانشگاه علوم توانبخشي و سلامت اجتماعي با تاکيد بر توجه به کيفيت زندگي سالمندان از سالخوردگي به عنوان يک ابر بحران ياد کرد و گفت: جمعيت بالاي 60 سال در سال 1430 بيش از 31 درصد افزايش مي‌يابد.

ابر بحران ايران در 30 سال آينده

احمد دلبري در گفت و گو با خبرنگار ايرنا در نخستين روز هفته تکريم و منزلت سالمندان با اشاره به وضعيت اميد به زندگي در ايران، افزود: بر اساس اعلام مرکز آمار ايران، سن اميد به زندگي از 54 سال در سال 1355 به 75 سال در سال 1395 رسيد که خود نشانه خوبي است ولي آنچه که بيش از افزايش مدت اميد به زندگي مهم است، کيفيت زندگي است که متاسفانه وضعيت سالمندان جامعه از اين نظر خوب نيست.

وي اضافه کرد: پيشبيني جمعيت سالمندي هم تا سال 1430 نشان ميدهد که در ايران سال 1398 حدود 9.5 درصد جمعيت بالاي 60 سال داشتند که در سال 1415 به 16.5 درصد و در سال 1430 به بيش از 31 درصد افزايش مييابد و جمعيت سالمند ايران بيش از ميانگين جهاني خواهد شد.

 

نگاه منفي به سالمندي بايد تغيير کند

 

رئيس مرکز تحقيقات سالمندي دانشگاه علوم توانبخشي و سلامت اجتماعي با اشاره به استعارههاي غالب سالمندي گفت: اين استعارهها شامل سالمندي به مثابه «سرمايه اجتماعي و اقتصادي»، سالمندي به مثابه «رشد فرهنگي» و سالمندي به مثابه «سربار و غير مولد» هستند همچنين سناريوهاي آينده سالمندي؛ سالمندي سعادتمند، سپيده دم سالمندي، تاريک روشن سالمندي و سالمندي مخاطره آميز هستند.

دلبري تاکيد کرد: بايد تلاش کنيم تا نگاه منفي به سالمندي به دوستدار سالمندي تغيير يابد و در اين مسير لازم است به جاي نگاه مراقبت داشتن سالمندان از ظرفيت سرمايه اجتماعي آنها استفاده شود همچنين بايد نقش سالمندان از خانهنشين به سازنده، از وابسته به مستقل، از ناتوان به فعال و از حاشيه رانده شده به مشارکت کننده در امور تبديل شود تا تصوير مطلوبي در جامعه از سالمندان شکل گيرد.

وي اضافه کرد: ساختار و نگاه جديد به سالمندان بايد به جاي سن و محدوديتها، بر اساس ويژگي ها و قابليت ها تغيير کند که نکته بسيار مهمي است. در اين ساختار جديد سالمندي سالم يعني اجتناب يا به تعويق انداختن بيماري در سالمندان، سالمندي با حفظ کارايي يعني اجتناب يا به تعويق انداختن معلوليت در سالمندان، سالمندي با حفظ استقلال يعني اجتناب يا به تعويق انداختن وابستگي در سالمندان، سالمندي با حفظ جايگاه و مشارکت اجتماعي يعني اجتناب از تنهايي و انزوا در سالمندان، سالمندي مولد يعني به تعويق انداختن بازنشستگي در سالمندان، سالمندي همراه با به فعل رساندن استعدادها و تواناييهاي دروني يعني اجتناب از نااميدي، بيانگيزگي و ايستايي در سالمندان، سالمندي با حفظ منزلت، کرامت و عزت نفس يعني اجتناب از تحقير و تبعيض در سالمندان که اين موارد بايد مورد توجه قرار گيرد.

 

حقوق ناچيز بازنشستگان را بايد مدنظر داشت

 

اين استاد دانشگاه با اشاره به موانع مختلف در برنامهريزي و اجراي برنامههاي حوزه سالمندي گفت: مواردي مانند بيتوجه به سياستهاي ابلاغي، بيتوجه برنامه هفتم، برنامه ريزي ضعيف سازمانها و شوراي ملي سالمندي، اجرا و عملکرد ضعيف سازمانها، تغييرات جمعيتي منتج از سياستها و فقدان تناسب طراحي شهري بخشي از اين موانع هستند.

دلبري افزود: حقوق بسيار ناچيز بازنشستگان و چالشهاي اقتصادي را هم بايد مد نظر داشته باشيم. حال بازنشستگان ما از اين منظر اصلا خوب نيست و از اين نظر رضايت آنها از زندگي پايين
است.

وي ادامه داد: ضعف دانش خودمراقبتي و دانش سالمندي و چالش هاي حوزه سلامت هم موانع ديگر کشور ما در حوزه سالمندي است. از جمله چالشهاي حوزه بهداشتي مي توان به امکان بروز بيشتر بيماري ها و مشکلات جسمي در سالمندان، مسائل روانشناختي، کيفيت زندگي، دشواري و زمانبر بودن خدمات پيشگيرانه براي سالمند و ميانسالي نامطلوب اشاره کرد همچنين در حوزه درماني دوران سالمندي هم با موانع مختلفي از جمله ضعف بيمارستانها و مشکلات کادر درمان در حوزه سالمندي، چند تخصصي بودن کار با سالمندان، دشواري و زمان بر بودن خدمات درماني براي سالمند، فقدان تناسب نيازهاي سالمندان با خدمات دريافتي و مسائل مربوط به دارو مواجه هستيم.

رئيس مرکز تحقيقات سالمندي دانشگاه علوم توانبخشي و سلامت اجتماعي گفت: در حال حاضر تنها 23 متخصص طب سالمندي در کشور داريم که با استاندارد جهاني بسيار بسيار فاصله داريم.

 

ضرورت توجه به سالمندي فعال

 

محمد سبزي مدير گروه مددکاري اجتماعي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي نيز به مناسبت هفته سالمندان گفت: دوران سالمندي با تغييرات متعدد مانند تغيير در ساختار خانواده، تغيير در الگوي کار و گذار به بازنشستگي و تغيير در وضعيت سلامت همراه است. با توجه به روند افزايش جمعيت سالمندان به ويژه در 30 سال آينده، کشور بايد در سياستگذاريهاي اجتماعي، به اين مسئله به ويژه از بُعد رسيدن به سالمندي موفق و نيز سالمندي فعال توجه داشته باشد.

 

وي ادامه داد: سالمندي فعال فرايندي است که با حداکثرسازي فرصت هاي سلامتي، مشارکت و امنيت، به بهبود کيفيت زندگي سالمندان کمک ميکند. در اين ميان، مشارکت اجتماعي يکي از عوامل مهم و تاثيرگذار بر ابعاد سلامت و سالم پير شدن افراد سالمند است. ترويج مشارکت اجتماعي به عنوان يک راهبرد کليدي براي توانمندسازي افراد سالمند همچنين به عنوان ويژگي اصلي سرمايه اجتماعي براي جامعه نيز از اهميت خاصي برخوردار
است.

سبزي گفت: به طور کلي مشارکت اجتماعي به معناي حضور فرد در فعاليتهاي دسته جمعي از جمله شرکت در برنامه هاي مذهبي، تفريحي ورزشي، آموزشي و فرهنگي، انجمنهاي اجتماعي محلهاي، سازمانهاي مردم نهاد و امور خيريه است که فرد سالمند از روي آگاهي و به صورت داوطلبانه آنها را انجام ميدهد. مشارکت اجتماعي به دو شکل رسمي و غير رسمي وجود دارد.

 

ظرفيتهاي مددکاري اجتماعي براي بهبود مشارکت اجتماعي سالمندان

 

مدير گروه مددکاري اجتماعي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي گفت: مددکاري اجتماعي داراي ظرفيتهاي متنوعي براي ارتقاي مشارکت اجتماعي سالمندان است که در قالب اقدامات حرفهاي، برنامهريزيهاي کلان و ايجاد شبکههاي حمايتي ميتوانند مؤثر واقع شوند. اين ظرفيت ها شامل برنامهريزي و توسعه خدمات اجتماعي، ايجاد و تقويت مراکز روزانه سالمندان براي شرکت در فعاليتهاي اجتماعي، فرهنگي و آموزشي، برنامههاي تفريحي و آموزشي مانند دورههاي مهارتهاي ديجيتال يا کارگاههاي هنري، سياستگذاري و تدوين راهبردهاي ملي و محلي، است.

سبزي افزود: مددکاران اجتماعي ميتوانند در تدوين سياستها و راهبردهاي ملي و محلي که به مشارکت سالمندان در جامعه توجه ميکنند، مشارکت کنند. اين سياستها ميتوانند به منظور تقويت قوانين حمايتي براي سالمندان در حوزه مشارکت اجتماعي، افزايش دسترسي به زيرساختهاي اجتماعي که موجب تشويق به حضور بيشتر سالمندان در فعاليتهاي اجتماعي شود، مانند دسترسي به مراکز فرهنگي و فضاهاي عمومي مناسب، تشويق به سياستهاي جامعمحور که مبتني بر ادغام سالمندان در جامعه است، اتخاذ شوند.

وي ادامه داد: مددکاران اجتماعي ميتوانند به عنوان مربيان و تسهيلگران، برنامههاي آموزشي و آگاهيبخشي براي سالمندان و جامعه در جهت بهبود تعاملات اجتماعي ايجاد کنند. اين برنامهها ميتوانند شامل آموزش مهارتهاي اجتماعي و ارتباطي براي سالمندان و ارتقاي مهارتهاي ديجيتال باشد تا سالمندان از فناوريهاي جديد بهرهمند شده و ارتباطات اجتماعي خود را از طريق شبکههاي مجازي تقويت کنند. توانمندسازي خانوادهها و مراقبان، مشارکت جامعهمحور و نوآوري و استفاده از فناوري از ديگر ظرفيت هاي قابل استفاده مددکاري اجتماعي در حوزه سالمندي است.

 

نقش مددکاري اجتماعي در تقويت مشارکت اجتماعي سالمندان

 

مدير گروه مددکاري اجتماعي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي با اشاره به نقش مددکاري اجتماعي در تقويت مشارکت اجتماعي سالمندان گفت: مددکاري اجتماعي به عنوان يک حرفه تخصصي که بر حمايت از افراد در جهت بهبود کيفيت زندگي آنها تمرکز دارد، در زمينه سالمندي و مشارکت اجتماعي سالمندان نيز نقشي کليدي ايفا ميکند. نقش مددکاران، تسهيل و هماهنگي ارتباطات اجتماعي، مداخله و پيشگيري از انزواي اجتماعي، حمايت از سالمندان در مواجهه با چالشهاي اجتماعي از جمله اين نقش ها هستند.

 

سبزي اضافه کرد: نيازمند راهبردهايي در مواجهه با سالمندي هستيم؛ از جمله آنها مي توان به تقويت ديدگاه سيستمي بخصوص در سطح کلان، نياز به خدمات يکپارچه با رويکرد بين تيمي، اتئلاف و شبکه سازي، طراحي مداخلات بومي و معرفي پژوهشهاي کاربردي، فرهنگسازي و آموزش به منظور ترغيب مشارکت سالمندان، راه اندازي و تقويت سازمان هاي غيردولتي و فعاليتهاي داوطلبانه، تامين منابع پايدار در حوزه خدمات به سالمندان، طراحي ساختار مناسب براي ارائه دسترسي بهتر به خدمات مبتني بر نياز سالمندان، ارزشيابي خدمات سلامت رواني - اجتماعي حوزه سالمندان و طراحي دوره هاي فني- مهارتي در حوزه سالمندي براي کارشناسان و مديران اشاره کرد.

 

ضرورت کاهش طرد اجتماعي سالمندان

 

الهام محمدي عضو هيات علمي گروه مددکاري اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي نيز با اشاره به اهميت مشارکت اجتماعي سالمندان گفت: مشارکت اجتماعي ميتواند مداخله بديلي براي اقدامات و برنامه هاي صرفا روانشناسانه و پزشکي در حوزه سالمندي باشد و به جاي اينکه سالمندان را به دليل گرفتاري با مسائل جسمي و رواني به عنوان انسانهاي مشکل دار مورد مداخله قرار دهد با تکيه بر وجه اجتماعي آنها به عنوان انسانهاي داراي عامليت و وجهه اجتماعي و ارتباطي در نظر گيرد. از سوي ديگر مشارکت اجتماعي ميتواند پادزهري بر تجربه طرد گسترده سالمندان در جامعه باشد

وي تصريح کرد: سالمندان به واسطه قوانين و سياستهاي دولتها و نيز کليشه هاي ضد سالمندي تبديل به گروههاي حاشيهاي شدهاند. آنها طرد اقتصادي و محکوميت به وضعيت اقتصادي نامطلوب را در کنار طرد در عرصه روابط اجتماعي تجربه ميکنند همچنين با حذف شدن از حضور در رويدادهاي فرهنگي به دليل برچسبهاي منفي و کليشههاي ضد سالمندي در جامعه مواجه هستند و حق آنها به شهر ناديده گرفته شده است، به گونهاي که طرد فضايي و محروميت از دسترسي راحت و متناسب شده به امکانات شهري را از سر مي گذرانند.

محمدي تاکيد کرد: کاهش طرد اجتماعي سالمندان به کمک ارتقاي مشارکت اجتماعي آنها نه تنها از اهداف مددکاري اجتماعي است بلکه ميتواند زمينهاي براي بهره برداي از ظرفيتهاي اين گروه فراهم کند.

 

برچسب «سربار» براي سالمندان موجب حذف آنها از شئون مختلف زندگي اجتماعي ميشود

 

عضو هيات علمي گروه مددکاري اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي گفت: در حوزه مشارکت اجتماعي سالمندان، درک درست گستره مفهومي آن است. به بيان ديگر، مشارکت اجتماعي بايد متناسب با ويژگيهاي منحصر به فرد سالمندان باشد. نميتوان فرمول واحدي براي ارتقاي مشارکت اجتماعي همه سالمندان در نظر گرفت بلکه بايد قائل به انواعي از فعاليتها به عنوان مشارکت اجتماعي بود. مشارکت اجتماعي سالمندان مقيم جامعه با سالمندان ناتوان و نيازمند مراقبت درآسايشگاه هاي سالمندي بايد متفاوت در نظر گرفته شود. در اين راستا، 6 طبقه مشارکت سالمندان که توسط لاواسور و همکاران در سال 2010 مطرح شد که ميتواند مفيد باشد.

محمدي افزود: به طور مثال مشارکت اجتماعي که سالمندان نيازمند مراقبت ميتوانند داشته باشند عمدتا متمرکز بر فعاليتهايي در راستاي مديريت امور شخصي و حفظ استقلال، عدم خانه نشيني، حفظ تعاملات اجتماعي و تفريح در کنار ديگران است اما در سالمندان مقيم جامعه، مشارکت براي اثرگذاري و کمک به ديگران و درگيري در فعاليتهاي رسمي در انجمنها و سازمانها نيز در کنار ساير انواع مشارکت پيش گفته ميتواند به بهرهبرداي از ظرفيتهاي آنان به نفع جامعه منتهي شود.

وي ادامه داد: هرچند ارتقاي مشارکت اجتماعي به عنوان هدف و نوعي مداخله حرفهاي در کار با سالمندان ميتواند در نظر گرفته شود اما با موانع جدي ذهني و عيني مواجه است. از مهمترين موانع ذهني، کليشههاي ضدسالمندي يا همان ديدگاههاي منفي غيرواقعي نسبت به سالمندان در جامعه اعم از سياستگذاران، عامه مردم و اعضاي خانواده است که موجب برچسب هايي مانند ناتوان، سربار، خرفت، بي کفايت و وابسته به سالمندان شده و آنها را به سوي ناديده گرفتن و حذف شدن از شئون مختلف زندگي اجتماعي سوق داده است. از موانع عيني مشارکت اجتماعي، عدم تحقق دسترسي پذيري و متناسب سازي امکانات شهري و فضاهاي شهري براي حضور سالمندان است. به عبارت ديگر حق سالمندان به عنوان شهرونداني که سالها براي خانواده و جامعه تلاش کردهاند در فضاهاي شهري ناديده گرفته شده است.

 

کاهش فشار کليشههاي ضدسالمندي با بهرهگيري از ظرفيت مددکاري اجتماعي

 

عضو هيات علمي گروه مددکاري اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي درباره مددکاري اجتماعي و سالمندي و مشارکت اجتماعي گفت: مددکاري اجتماعي در حوزه سالمندي ميتواند براي کاهش موانع مشارکت اجتماعي سالمندان در قالب برنامههاي پيشگيرانه اجتماع محور تلاش کند تا با تحقق برنامههاي آگاهسازي عمومي و حساسسازي مراقبان و نيز تدارک برنامههاي بين نسلي، به تقويت ديدگاهي درست و واقعبينانه از سالمندان در جامعه کمک کند و از فشار کليشههاي ضدسالمندي نه تنها در جامعه بلکه در آسايشگاههاي سالمندي بکاهد.

محمدي افزود: همچنين مددکاران اجتماعي حوزه سالمندي مي توانند مداخلات متعدد فردي، خانوادگي و گروهي ارتقادهنده مشارکت اجتماعي سالمندان را با کمک رويکردهاي تفريح درماني، هنردرماني و برنامه هاي مصاحبت و همراهي ترتيب دهند.

وي خاطرنشان کرد: سالمندان با وجود تفاوت ها، داراي قابليتهاي فراواني هستند. آنها چنانکه رويکرد پزشکي به آنها مينگرد، فقط افرادي با مجموعه اي از بيماريها نيستند که بايد فقط مراقب بود بيشتر بيمار نشوند بلکه انسانهايي با تجربيات ارزشمند از زندگي هستند که ميتوانند روشنگر نسلهاي جوانتر از معناي زندگي باشند. بهبود زمينه براي مشارکت اجتماعي آنان، يعني اينکه آنها ميتوانند ضمن حفظ استقلال در انجام امور، به عنوان موجودي اجتماعي از تعاملات اجتماعي معنادار برخوردار باشند و از خود اثري مفيد براي جامعه به جاي بگذارند.

 

مشکلات سالمندان روند رو به افزايش دارد

 

سيد حسن موسوي چلک رئيس انجمن مددکاران اجتماعي ايران گفت: توجه به جمعيت و به طور خاص جمعيت سالندي در کشور موضوع بسيار مهمي است که در سياستگذاريهاي کلان کشور مانند سياستهاي کلي جمعيت، خانواده و سلامت به آن توجه شده است ولي واقعيت اين است که با وجود اين توجه در سياستگذاري ها اما در عمل مشکلات سالمندان در حوزه هاي مختلف نه تنها کمتر نشده است بلکه روند رو به افزايش هم دارد.

وي در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: تاملي بر وضعيت بازنشستگان ما خود گوياي وضعيت نامناسب جمعيت سالمندان کشور است. اکنون سند ملي سالمندان داريم که چند دهه طول کشيد تا نوشته شود ولي اين سند هم نتوانست آنگونه که نوشته شده است در عمل اجرا شود. سندي که 18 سال طول کشيد تا نوشته شود؛ حالا اين وضعيت را هم پيدا کرده است. تغيير ساختار خانوادهها و تغيير سبک زندگي، کاهش مسئوليتپذيري فرزندان در قبل سالمندان خود و همين طور در جامعه موجب شده است که بايد نگران وضعيت سالمندان باشيم.

چلک ادامه داد: با توجه به ماهيت بين رشتهاي کار در حوزه سالمندي متخصصان مختلف از جمله مددکاران اجتماعي بايد آموزش و مهارتهاي لازم براي کار در اين حوزه را داشته باشند. هماهنگي بين سازماني نيز اهميت زيادي دارد چرا که مسائل و نيازهاي سالمندان فرابخشي است و هر قدر اين هماهنگيها ضعيفتر باشد، وضعيت سالمندان مخاطره آميزتر هم خواهد شد.

وي تصريح کرد: حفظ حرمت سالمندان تکريم آنان که در آيات 22 و 23 سوره بني اسرائيل قرآن هم به آن تاکيد شده است و سيره پيشوايان دين و نياکان ما هم بر تکريم سالمندان بود؛ بايد مورد توجه جديتر قرار گيرد که شعار جهاني سال 2024 در حوزه سالمندي هم بر همين موضوع تاکيد دارد که نشان دهنده اهميت تکريم سالمندان در جهان است.

به گزارش ايرنا، شعار جهاني سال 2024 در حوزه سالمندي، «سالمندي فعال، فردايي براي همه» نامگذاري شده است.

اطلاعاتی برای نمایش وجود ندارد.